تبليغاتX
کوه نوشت
بازخوردها و ارائه نظرات در خصوص کوه نوردی ، ارتباطات ، رسانه و موضوعات اجتماعی ( رويکرد شخصی )

نقد بی مطالعه !

نقد بي مطالعه !!

برگرفته از وبلاگ کوه قاف به قلم «رضا زارعی»:

سايت بازتاب به نقل از روزنامه اعتماد ملي با انتشار مطلبي ضمن نگاه به حاكميت فدراسيون بر كوه نوردي نقدي را بدون ذكر نام نويسنده منتشر نمود! كه در آن به نكات پراكنده اي درباره هيماليا نوردي اشاره شده!
در اين نقد نكته اي توجهم را به خود جلب نمود كه بي شك حكايت از مطالعه اندك نويسنده دارد! در بخشي از اين نوشتار آمده است:

... حوادث تيم‌هاي فدراسيون کوهنوردي در مقابل تيم‌هاي مستقل بيشتر و به مراتب جدي‌تر بوده‌اند ..... !

با بررسي و مطالعه حوادث سالهاي گذشته در هيماليا مي توان به راحتي قياسي داشت بر آمار كشته هاي ايراني در هيماليا. در اين راه اگر تنها آمار حوادث 8000 متريها را در نظر بگيريم مشخص مي شود:

از سال 1376 تا سال 1384 كه تيمهاي ملي بر روي 8 قله 8000 متري در مناطق مختلف هيماليا فعاليت نموده اند (اورست شاهد دو تلاش در سالهاي 77 و 84 بوده است)، در مجموع از ميان 93 نفر اعضاي تيمها 44 نفر موفق به صعود قلل 8000 متري شده اند كه حاصل آن 1 كشته در گاشربروم I مرحوم اوراز بوده است. در اين آمار به تلاش تيم برودپيك سال 86 اشاره اي نشده، همچنين تلاش هاي موفق تيمهاي استان تهران و تيم منتخب كارگران بر روي برودپيك در سال 87 كه از حمايت فدراسيون برخوردار بودند نيز وارد آمار نگرديده، گرچه بي شك آن صعودها مورد نظر نويسنده مطلب نمي باشد!.

در مقابل از ميان صعودهاي مستقل مي توان به تلاش 21 نفر بر روي 8 قله 8000 متري اشاره نمود (برودپيك، كي دو و دائولاگيري هر كدام شاهد دو تلاش بوده اند) كه حاصل آن 8 صعود در مقابل 3 كشته در كي دو مرحوم خادم، نانگاپاربات مرحوم نعمتي و دائولاگيري مرحوم اعتمادي فر است!

اما در قلل 7000 متري اخذ آمار فعاليتها و صعودها بسيار دشوار است، گرچه دست يابي به آمار كشته هاي آن زياد سخت نيست.
آمار حكايت از 1 كشته در صعود به قله تيليچوپيك توسط تيم ملي اميد دارد و در مقابل 3 كشته در صعودهاي لنين در سالهاي 84 و 1387 و دو كشته در كوه ساماني سال 1375 توسط تيمهاي مستقل به ثبت رسيده.
همچنين در كوههاي كم ارتفاعتر، دو كشته در آرارات در سالهاي 83 و 84 به همراه كوه نورد كشته شده در مسير كمپ اصلي اورست در سال 84!حال نمي دانم بيان، حوادث بيشتر و جديتر از كدام منظر بوده است!

نويسنده در ادامه به بررسي حوادث تيمهاي مستقل در كميسيون حوادث اشاره نموده:

جالب اينکه با توجه به امکانات و هزينه‌هاي تيم‌هاي فدراسيون اين حوادث هرگز در کميسيون بررسي حوادث اين ورزش طرح نمي‌شوند و در مقابل هر حرکت تيم‌هاي باشگاهي در کمترين زمان ممکن با جنجال بسيار در کميسيون بررسي حوادث که به ابزاري براي سرکوب کوهنوردان باشگاهي تبديل شده طرح و منتج به محکوميت باشگاه‌ها مي‌شوند.

كه در پاسخ مي توان تنها به ذكر دو حادثه لنين و يك حادثه تيليچوپيك در اين كميسيون اشاره نمود و حادثه ديگري در اين كميسيون تحليل و بررسي نشده!
ضمن آنكه شايد بزرگترين ايراد كميسيون و فدراسيون در تحليل حوادث عدم ارائه آن به جامعه كوه نوردي بوده و ذكر استفاده ابزاري براي سركوب افكار كوه نوردان حكايت از نقد بي مطالعه نويسنده دارد.

***

پی نوشت :

گاف ژورنالیستی با انتشار نقدی بی مطالعه !


کوه نوشت : دو هفته ی پیش نیز روزنامه ی «اعتماد ملی»  مطلبی را منتشر کرد که در آن انتسابی نادرست و غیرواقعی را متوجه ی فدراسیون کوه نوردی دانست -که البته به سرعت باپاسخی متقن هم مواجه شد - و اینک نیز با یک به اصطلاح نقد دیگر  ، که بر اساس مستندات بالا نشان از انتشار مطلبی بی مطالعه و بی مغز  است ، انتساب نادرست دیگری را به این تشکیلات روا داشته است !

آنچه بر اساس شواهد ، مسلم به نظر می رسد اینکه ؛ انتشار مطالبی از این دست در روزنامه ی مذکور ؛ نویسنده ی واحدی دارد و با یک تحلیل محتوایی مختصر ، پرواضح است که نوشتار های این نویسنده همواره با تخریب شدید و سیاه نمایی عجین بوده و لذا با نقد منصفانه و مبتنی بر حقیقت فاصله ی زیادی دارد و تحقیقاً (!)به نوعی تسویه حساب شخصی می ماند ! 

ای کاش دست اندرکاران گروه ورزش روزنامه ی « اعتماد ملی » با این اسم وزین ، که ظاهراً با رسالت خطیر حق طلبی قرار است اعتماد عمومی را جلب کنند ،به این نکته ی ظریف و مهم توجه بیشتری داشته باشند که بنا بر رهنمود بزرگان اهل قلم و اندیشه ؛ " نقد باید با دلایل  درست ، واضح و منطقی عنوان شود و به شدت از کلی گوئی های غرض ورزانه دوری گزیند که در غیر این صورت هیچ کمکی به حل مشکلات موجود نخواهد کرد " ! 

بی شک به همان اندازه که وجود افراد منتقد نشانه‌ی حساسیت و دغدغه ی جامعه به مسائل خود است و از این رو  امید آن می رود که  باعث دلگرمی و دقت‌نظر و تنبه مسئولان باشد و به نوبه ی خود می‌تواند با بیان کردن درست مشکلات یا متذکر شدن روش های ناصواب و سوء مدیریت ها ، مسئولان را به تفکر و چاره‌جویی برای آنها وا دارد ، نقدهای غیرمنصفانه و شخصی و سطحی ، نه تنها روشی تخریبی با شائبه ی سوءگیری و یا شیطنت رسانه ای ؛ قلمداد می شود ، بلکه در مظان قضاوت آگاهانه ی افکار عمومی - معطوف به تحقیق و بررسی دقیق - به مرور زمان به بی اعتباری ناقد نیز منجر خواهد شد که در نوع خود یک گاف ژورنالیستی ست !!

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 6:57  توسط حسين رضايی |