|
|
درمان فیزیکی ! |
|
|
ساخت و سازهاي بالاي 1800 متر تخريب ميشود
از ماه آينده برخورد جدي با هرگونه تخلف در ساختوساز اعم از تجاوز به حريم ساختوساز در ارتفاعات بالاي 1800 متر، حذف پاركينگ، تغيير كاربري و ساختوساز بدون مجوز از سوي بساز و بفروشها، ارگانها، خردهدلالها، افراد ذينفوذ و توده مردم آغاز خواهد شد...متن کامل
از ماه آینده ، امان از این ماههای آینده !!
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 10:40  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کلکسیون حادثه |
|
|
کوهنوردی ما ، کلکسیون حادثه !!
کوه نوشت را ورق می زدم و پست ها را مرور ! سقوط ، مرگ ، نجات عباراتی بود که در اغلب پست های آرشیو به چشم می خورد . حادثه پشت حادثه ، زمستان و تابستان هم نمی شناسد ! به این فکر کردم اگر پدری پست امروز مرا بخواند آیا اجازه می دهد فرزند جوانش به همراه دوستانش جمعه به کوه برود . رسانه ملی هم که نذر دارد هر سه ماه یکبار فیلم سراسر حادثه کوهنوردی لمس خلا را پخش کند خدا نکند یک مادر این فیلم را ببیند ؛ " کوهنوردی تعطیل تا سیزده بدر که بریم دارآباد تاب بازی !! "... فکر ها می آمد و می رفت ... یاد دغدغه بخشی از حرفه خودم افتادم ؛ آمار تکان دهنده جهانی از مرگ ماهیانه تعداد کثیری از خبرنگاران . با خود گفتم اما در کشور ما کوهنورد ها بیشتر دچار حادثه می شوند و می میرند یا خبرنگارها ؟!! *سه كوهنورد مشهدي كه در بینالود گرفتار برف و سرما شده بودند ديروز نجات يافتند.25/11/83 * عظیمی کوهنورد پیشکسوت در ارتفاعات شمال تهران مفقود شد . 21/12/83 * مرگ دو دانشجو در دره دالان کوه 4/12/83 * مدیرعامل سازمان هلیکوپتر سازی در سانحه سقوط از کوه مصدوم شد 28/1/84 * سرپرست كوهنوردي"فولاد اصفهان"در حین غار نوردی غرق شد 28/1/84 * يك كوهنورد ۶۰ ساله هنگام بازگشت از قله سه هزار مترى «اَوِرسى» اروميه با سقوط به دره جان سپرد.12/2/84 * در مسیر آبشار دو قلو به پناهگاه شیر پلا به علت خارج شدن دو نفر از کوهگردان از مسیر اصلی باعث ریزش تخته سنگ گردید که در پی این حادثه هر دو آنان بلافاصله جان باختند و به علت اصابت سنگ به یکی از کوهنوردان ( از گروه شقایق کرج ) در مسیر اصلی ، ایشان مصدوم شدند.28/3/84 * 2 نفر از كوهنوردان گروه كوهنوردي آرش استان تهران از ارتفاعات «سن بران» شهرستان ازنا در ارتفاعات اشترانكوه سقوط كردند. 17/3/84 * بر اثر ریزش کلاهک یخی برفچال در منطقه حسن در متاسفانه یک گردشگر کشته و 5 کوهنورد به شدت مصدوم شدند25/4/84 * «بيتوجهي به هشدارها» سرنوشت مرگ را براي كوهنوردان جوان رقم زد 25/5/84 *جسد «اميرحسين دليلي» كوهنورد 22 سالهاي است که در کلک چال سقوط کرده و کشته شده بود پیدا شد 24/5/84 *يك تيم 11 نفره كوهنوردي قزوين در دره «اندرسم» چالوس ناپديد شد.23/5/84 * ابوالقاسم يزدانى از مسير آبشار يخى به قله دماوند صعود كردو ديگر بازنگشت. 19/5/84 *اصغر بيرانوند 48 ساله ـ نقاش و خطاط خرمآبادي در حین کوهنوردی جان سپرد 13/5/84 * سقوط يك كوهنورد45 ساله در ارتفاعات شمال تهران 22/6/84 * جسد کوهنورد جوان در ساقزچی اردبیل شناسایی شد .22/8/84 * 4كوهنورد كه قصد صعود به ارتفاعات لرستان ( كلوجنون ) را داشته اند دچار حادثه شدند 27/9/84 *اعضاي گروه كوهنوردي دانشگاه آزاد اسلامي اراك پس از ساعت ها گرفتار شـدن در يكي از صخره هاي قله " لجور" شهرستـان " شازند " نجات يافتند .8/9/84 * " مهدي ابراهيمي " كوهنورد تهراني ، در ارتفاعات شمال تهران گم شد 2/10/85 * بهرام جعفری جوان 30 سالهاي هنگام صعود به قله دماوند بر اثر سقوط جان باخت. 6/9/84 * كشف جسد كوهنورد جوان در منطقه پلنگ چال 25/10/84 *جوانی به نام مهدي ملانظر است به دليل شرايط نامساعد جوي و سقوط از بلندي و سرماي کوهستان ، جان خود را از دست داد .24/10/84 * جسد یک کوهنورد سالخورده که در ارتفاعات شمال شهمیرزاد مفقود شده بود پیدا شد .29/11/84 * تیم 8 نفره کوهنوردی از کارکنان یکی از سازمانها پس از گرفتار شدن در برف و بوران نجات یافتند 24/11/84 * کیوان ارجمندی به دلیل غفلت ، به ته دره سقوط کرد 22/11/84 * کوهنوردی به نام ابوالفضل زمانی در منطقه دره اوسان واقع در قله های توچال نا پدید شد 22/11/84 * جسد «مهرداد قانع» كوهپيماي مفقود دارآباد پيدا شد 18/11/84 * نجات چهار کوهنورد در ارتفاعات همدان 5/11/84 * سه كوهنورد در قله " قب آسماني " سميرم جان باختند 16/12/84 * امدادرسانان آتشنشاني 8 كوهنورد را از مرگ حتمي در توچال نجات دادند 8/12/84 * نجات 3 جوان کوهنورد گم شده در ارتفاعات شمال تهران 7/12/84 * كشف جسد كوهپيمايي كه از ارتفاعات «كمر كوه» سقوط كرده بود 16/1/85 * کوهنورد پیشکسوت «احمد اخوان» پس از سقوط در توچال به شدت از ناحيه دو پا دچار آسيب شد 14/1/85 * كوهنورد كهنسال در ارتفاعات دارآباد ناپديد شد 20/2/85 * نجات كوهنورد از عمق دره ای در کلکچال 19/2/85 * نجات دو كوهنورد شيرازي مفقود شده 30/3/85 * 3كوهنورد از مرگ حتمي در سبلان رهايي یافتند 17/3/85 * مرد 32 سالهاي بر اثر بي احتياطي از ارتفاعات توچال سقوط كرد. 5/4/85 * جوانی 17 ساله پس از3 روز ناپدید شدن در ارتفاعات توچال, پیدا شد .29/6/85 * كشف بقاياي جسد كوهنورد جوان در دارآباد 19/7/85 * امدادگران قم چهار كوهنورد تهراني را نجات دادند 26/7/85 ... خواستم بنویسم ادامه دارد ... گفتم نه خدا نکند زبانم لال ... که یاد مطلبی از عباس بهرامی نیا افتادم ، گفته بود : " بعد از ٣ روز بارش سنگين برف در راه شير پلا به سنگ سياه مردي را ديدم که با کفش اسپرتکس شلوار جين و يک پيراهن آستين سه رب و بدون هيچ چيز ديگري حتي کلاه و دستکش يا يک لقمه نان و آب و ... از کنار ما رد شد! با خودم فکر کردم اگر الان باد شديدي دربگيرد اين مرد ظرف کمتر از نيم ساعت از دست خواهد رفت (بگذريم از اينکه چندين نفر را درگير نجات خودش خواهد کرد ) و بدتر از همه اين است که در رسانهها اعلام ميکنند کوهنوردي در اثر باد و کولاک شديد در ارتفاعات شمال تهران جان خود را از دست داد! " ...نمی دانم این بنده خدا الان زنده است یا نه و یا شاید بعدا به این آرشیو اضافه شود .. باز گفتم نه خدا نکند ! اما همه اش که خدا نکند پس ما چه کاره ایم ... اتفاقا عباس بهرامی نیا هم گفته بود " واقعا چاره چیست ؟ " آرشیو بالا افکارم را در هم و بر هم کرده بود که با این خبر جدید هم مواجه شدم ؛ حادثه ای برای یک کوهنورد اما از نوعی دیگر :
نجات كوهنوردي از چنگ خرس وحشي
واحد مرکزی خبر : كوهنوردي ايلامي در ارتفاعات مله گون ايلام اسير دوخرس شد اما جان سالم به در برد . الياس حيدري بااشاره به فرار يكي از خرسها گفت : هنگامي كه با خرس دوم درگير شدم , ران چپ و بازوهايم به شدت زخمي شد اما توانستم با فشار بر گلوي خرس اين حيوان وحشي رامجبوربه عقب نشيني كنم. وي كه 56 سال دارد پس از 10 روز بستري امروز " يكشنبه " از بيمارستان مرخص شد و تصريح كرد: خرس وحشي كه گويا براي مدت كوتاهي راه تنفسش قطع شده بود پس از اين جدال طولاني مرا به حال خود رها كرد و رفت .
... خلاصه گل بود به حمله خرس هم مزین شد !! |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 8:42  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
بارش !
این روزها ! عکس از : میثم حسینی |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 8:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
وبلاگ یک دوست |
|
|
پرونده گم شده سلطانزاده را ندیدید ؟!
حسین سلطانزاده از جمله خبرنگاران جوان ، فعال و خوش ذوق خبرگزاری میراث خبر است . وبگردهای اخبار کوهنوردی قطعا با گزارشهای خوب ، متوالی و متنوع او آشنایند . او حالا با رویکردی جالب و با پرونده گم شده به جمع وبلاگ نویسان عرصه طبیعت و گردشگری پیوسته تا برای آرمانهایش بنویسد نه شرح وظایف سازمانی !! به قول خودش ؛ رسالت من رهايي از قيود و پيشداوريها و روشن شدن زواياي نامفهوم گردشگری و ورزش است كه با زندگي من چند سالي است گره خورده و شايد باز هم نشود !!
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:42  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
اردوی مربیان و پیشکسوتان |
|
|
براي صعود به قله آرارات دومين اردوي انتخابي تيم مربيان و پیشکسوتان كوهنوردي برگزار ميشود
دومين اردوي انتخابي تيم ملي پيشكسوتان و مربيان كوهنوردي ايران با هدف صعود به قله آرارات تركيه 4 آبان برگزار ميشود. به گزارش خبرگزاري فارس، براي ارتقاي سطح فني، برنامه ريزي، مديريت و هدايت مربيان كوهنوردي، اين فدراسيون دومين اردوي انتخابي تيم ملي را با حضور مربيان فعال در عرصه آموزش جهت صعود به قله آرارات (5137 متري) برگزار مي كند از 26 كوهنورد براي حضور در اين مرحله كه به مدت 2 روز در ارتفاعات البرز مركزي برگزار مي شود، دعوت به عمل آمده است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 6:53  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عكس روز |
|
|
مظلوميت امروز !
اي دل ! ايام محرم كه يادت هست ؟ آنگاه كه ما شيعيان دل سوخته هر سال به يادحماسه يكهزارو چند صد سال پيش آزادمرد كربلا و در رثاي آنچه بر او و ياران با وفايش ، ابوالفضل ، خواهرش زينب ، علي اكبر و علي اصغر گذشت نوحه و شيون سر مي دهيم ، بر سر و سينه ميزنيم و بر شمر و يزيد لعن و نفرين مي فرستيم ... اي دل اين آه و فغان را چه سود كه يزيد و يزيديان زمان را نمي شناسي ... اي دل چه سود كه نمي داني آنچه دل حسين ( ع ) را امروز خون كرده چيست ؟ كربلاي معاصر كجاست ؟ ... و تو فقط عاشورا به عاشورا محزون به عزاي حسيني زار زار گريه مي كني و مي سوزي و به تبرك آن ايام ديگ ديگ قيمه نذر مي كني !! ...
... اي دل ! اي دل يا بگذار بگويم : اي زنده كش مرده پرست ؛ ظالم و مظلوم اكنون را بشناس كه كوفيان هم آن زمان نشناختند و چنان شد !
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 15:28  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
ناگفته ها ! |
|
|
در گفت و گويي با رضا زارعي ناگفتههاي آخرين افتخار يك رئيس با صعود نخستين زن مسلمان بر فراز بلندترين قله جهان، پرونده 20 ساله افتخارات صادق آقاجاني نيز بسته شد؛ اما اين صعود نيز با ناگفتههاي فراواني همراه بود. پس از يك سال و در جريان تغييرات مديريتي فدراسيون كوهنوردي، براي نخستين بار پس از بيست سال گفت و گويي در قالب "ناگفتههاي آخرين افتخار" به عنوان اولين گزارش از صعودهاي انجام شده در منطقه هيماليا از سوي مربي تيم بانوان صعودكننده به اورست ارائه شد. در جريان جنگ جهاني دوم و حضور مستشاران خارجي، به ويژه آلمانها در ايران، كوهنوردي دچار تحولات اساسي شد و به شكلي جدي پايهگذاري شد؛ به خصوص حضور ولف گتر آلماني و پس از آن لهستانيها و فرانسويها در منطقه علم كوه و دماوند كه همراه با انجام كارهاي بزرگ بود. همين انگيزهاي شد براي كوهنوردان ايراني كه پيرو اين اقدامات فعاليت هاي خود را آغاز كنند. كوهنوردان ايراني براي نخستين بار در دهه 50 با حمايت سازمان تربيت بدني فعاليت هاي برون مرزي خود را با اعزام تيم هاي ملي به منطقه هيماليا و شناسايي بلندترين قله جهان (اورست) آغاز كردند. آنها در سال 1355 براي نخستين بار موفق شدند به عنوان اولين 8 هزار متري، قله ماناسلو (هشتمين كوه مرتفع جهان) را به صورت مشترك با تيمي از ژاپن صعود كنند. پس از آن، در سال 1356 صعود آزمايشي براي صعود اورست (8850 متر) از جبهه شمالي تا ارتفاع 7500 متر صورت گرفت تا سال بعد، اين قله به تسخير ايرانيان درآيد. با وقوع انقلاب اسلامي اين اتفاق با تاخير 20 ساله، در سال 1377 به وقوع پيوست و تيم مردان ايران موفق شد اين قله را به تسخير خويش درآورد. كوهنوردي بانوان نيز مانند ساير رشتهها، باتوجه به عدم حمايتهاي مالي و امكاناتي به لحاظ فني و تجربي، روز به روز از مردان فاصله گرفت. با طرح ادغام انجمن ورزش بانوان با فدراسيونها، انگيزه اي ايجاد شد تا رئيس وقت فدراسيون (صادق آقاجاني) طرح اعزام بانوان به اورست را در راس كارهاي خود قرار دهد و تصميم بگيرد، اين صعود را به هر قيمتي به اجرا درآورد. اينكه چرا با اين سرعت و با اطلاع از سطح پايين كوهنوردي بانوان، با كمتر از 4 ماه اردو اين برنامه طراحي شد، سؤالي بود كه در اين مصاحبه با حضور رضا زارعي، فاتح 5 قله 8 هزار متري و مربي تيمهاي اعزامي به منطقه هيماليا از سال 1378 و سرمربي تيم بانوان در اردوهاي آمادگي و انتخابي اورست 84، به آن پرداخته شد. متن اين گفت و گو را در زير ميخوانيد:وقتي پايين مي رسيم، همه چيز را فراموش مي كنيم !!
برنامه صعود اورست بانوان چگونه و با چه هدفي طراحي شد؟ هسته اوليه صعود از سوي بانوان در سال 81 ريخته شد. بعد از تجربياتي كه فدراسيون از اورست 77 به دست آورد و باتوجه به جهشي كه در كوهنوردي مردان ايجاد شد، براي تكان دادن كوهنوردي بانوان، به يك محرك قوي احساس نياز ميشد. با وجود تجربه بسيار كم بانوان در هيماليانوردي، چرا اورست به عنوان اين محرك انتخاب شد؟ ورزش بانوان در اختيار انجمن ها بود. از سويي، با پيش آمدن بحث جابجايي رؤساي فدراسيون ها، آقاجاني رئيس وقت فدراسيون مصمم بود كه اگر تصميم به تغيير وي باشد، حتما اين صعود را انجام دهد. روي اين اصل فشار زيادي به انجمن و فدراسيون آورد تا اين كار به مرحله نهايي برسد؛ اما تجربه تلخي كه از صعودهاي ماكالو و شيشاپانگما به لحاظ عدم حمايت مالي سازمان تربيت بدني داشت و باتوجه به اينكه هنوز چك هاي اين دو صعود برنامه پرداخت نشده و شخص آقاجاني مقروض بود، برنامه 81 را لغو كرد. با اجراي طرح ادغام ورزش بانوان و آقايان، فدراسيون تصميم گرفت با برعهده گرفتن مسئوليت، يك صعود بزرگ را در سال 84 آغاز كند. از سويي، ورزش تا اندازه زيادي در جامعه رشد كرده و مورد اقبال همه اقشار جامعه بود. در چنين شرايط مناسبي، اين صعود مي توانست براي فدراسيون و شخص آقاجاني نتايج درخشاني در پي داشته باشد. براي همين خيلي سريع بحث صعود در نظر گرفته و سعي شد با استناد به تجربيات بسيار اندك بانوان (مراپيك، پومري، نيرخواه و آرارات) و صرفا به پشتوانه تيم باتجربهاي از مردان، اين صعود به مرحله اجرا برسد. نظرتان درباره صعودهاي ايرانيان در هيماليا به شكل توريستي (اكسپديشن) و نه ملي، چيست؟ اكسپديشن همان هيئت اعزامي است كه مي تواند به صورت مشترك، تجاري يا ملي باشد. نخستين صعودي كه انگليسيها انجام دادند، با نقش آفريني بالاي نپالي ها صورت گرفت و فاتح اورست كنار يك باربر نپالي به قله رسيد. از دهه 70 با توجه به حوادثي كه در هيماليا نوردي رخ داد، كوهنوردي به يك ورزش خطرناك بدل شد. از سويي، بيشتر كشورها از اعزام تيم ها به شكل ملي سرباز زدند و بحث شركتهاي تجاري پيش آمد. هر چند كشورهاي اروپاي شرقي با توجه به هزينههاي بالاي هيمالانوردي، همچنان كوهنوردان خود را در قالب تيم هاي ملي حمايت مي كنند. البته بحث بستن قرارداد با شركت هاي توريستي در منطقه از سوي دولتهاي نپال و پاكستان نيز به وجود آمد. پس مي توان گفت كه خيلي از كشورها با حمايت شركت هاي توريستي، هيمالايانوردي مي كنند. تا به امروز هيچ تيم ايراني نتوانسته به شكل مستقل در هيماليا فعاليت كند؟ نمي توان به اين شكل قضاوت كرد چراكه از يك دهه فعاليت نبايد انتظار پيشرفت بيشتري داشت. از سويي، ايرانيان روي 7 هزار متريها كاملا مستقل عمل كرده اند؛ با توجه به اينكه در منطقه پامير هزينه باربر بسيار بالا است. در سال جاري تيم بانوان تركيه بدون حمايت از سوي شركت هاي توريستي و كاملا مستقل با چهار كوهنورد بر فراز قله اورست ايستاد؛ اما بانوان ما سال گذشته با توجه به اظهارات خودشان كاملا توريستي صعود كردند. اگر اين مسئله درست است، لزوم ملي عنوان كردن آن چيست؟ حرفه اي يعني بدون اكسيژن صعود كردند. چند كوهنورد وجود دارد كه بدون اكسيژن اين قله را صعود كرده اند؟ تمامي تيمهاي حاضر در منطقه از 8 هزار متري، با اكسيژن صعود كردند؛ اما تيم بانوان با توجه به اينكه اسم نخستين زن را يدك مي كشيد و از طرفي، هزينه بسيار زيادي صرف آن شده و باتوجه به اينكه سطح تيم ما به لحاظ تجربه از ديگران بسيار پايين تر بود، نياز به پشتيباني بالاي داشت. براي همين بانوان از 7 هزار متري با اكسيژن به تلاش خود ادامه دادند. بهتر نبود از 7 هزار متريها شروع مي كرديد؟ در اين موضوع چند نكته وجود دارد؛ اول بحث مالي بود. اگر قرار بود ابتدا روي 7 هزار متري ها كار شود، بايد يك هزينه اضافي صرف مي شد. احتمال شكست هم خيلي زياد بود و در صورت عدم موفقيت روي 7 هزار متري ها، ضربه سختي بر پيكره كوهنوردي بانوان وارد مي شد و در نهايت اينكه نميشد فرداي كوهنوردي را پيش بيني كرد. در هيچ رشته اي قابليت پيش بيني وجود ندارد. با كمي صبر و برنامهريزي صعود بهتري انجام نميشد؟ شرايط به لحاظ فرهنگي كاملا آماده بود؛ هر چند به لحاظ تجربي خيلي زود بود. براي همين فدراسيون تصميم گرفت اگر قرار است براي يك بار شانس خود را امتحان كند، اورست باشد؛ چه صعود انجام شود و چه نشود. در ايران هم زمانيكه تيمي شكست مي خورد، هر برنامه اي كه بعد از آن اجرا شود، استناد به همان شكست مي شود. اما همين اصرار ممكن بود به قيمت جان يكي از كوهنوردان تمام شود. ( ليلا بهرامي، عضو تيم حمله به قله در ارتفاع 7 هزار متري دچار ارتفاع زدگي شد و در كمپ دو به حالت كما رفته و به شكل معجزه آسايي در ايران به هوش آمد) بحث ليلا بهرامي صرفا روي سهل انگاريها پيش آمد. بخش عمده آن به خود كوهنورد، بخش ديگر به پزشك و بخش ديگر نيز در چارچوب سرپرستي مي گنجيد. مسئله صعود سريع نبود؛ بلكه اعتماد بيش از حدي بود كه سرپرست (صادق آقاجاني) به برخي نفرات داشت. اين احساس به رئيس فدراسيون دست داده بود كه اين نفرات روئين تن هستند و هيچ مشكلي براي آنها پيش نخواهد آمد. اگر سرپرست تيم به بهرامي نيز مانند ديگر نفرات نگاه مي كرد، شايد هيچوقت دچار چنين حادثه اي نمي شد؛ اما در مورد پزشك، بارها اين قضيه را مطرح كردم كه با صعود پزشك به قله مخالف بودم. حضور پزشك در كمپ هاي بالا مي توانست خوب باشد؛ اما به جهت انجام يك امر پزشكي. خود آقاجاني نيز با صعود دكتر گودرزي مخالف بود. اين به دليل فشاري بود كه از سوي معاون سرپرست (اقبال افلاكي) و خود پزشك در كمپ هاي بالا وارد شد كه نفرات صعود كننده نياز به اين امر دارند. البته بهرامي پس از آنكه از كمپ 3 (7300) به كمپ 2 در ارتفاع 6500 بازگشت، در شرايط خوبي بسر مي برد؛ اما اينكه بعدا چه اتفاقي مي افتد، قابل پيش بيني نبود. يكي از عواملي كه باعث شد حال وي رو به وخامت رود، ماندنش در كمپ دو بود؛ چيزي كه لزومي نداشت. تجربه نشان مي دهد بهرامي بايد مستقيما به كمپ اصلي باز مي گشت. نبايد از اين مسئله غافل شد كه نمي توانيم با صراحت بگوييم كه اين بيماري به دليل اورست بوده است. ممكن بود در هر ارتفاع ديگري هم پيش بيايد. چرا پزشك تيم بحث ارتفاع زدگي را رد كرد؛ در حاليكه پزشكان خارجي حاضر در منطقه نيز به اين مسئله تاكيد داشتند؟ بحث ادم (ارتفاع زدگي) تا زمانيكه به كمپ اصلي و كاتماندو (پايتخت نپال) برسيم، مطرح بود؛ اما پزشك تيم كاملا با آن مخالفت مي كرد و شرايط روحي را عامل اصلي عنوان مي كرد؛ هر چند نبايد اين شرايط را ناديده گرفت. به طور مثال زمانيكه در كمپ دو بهرامي با تيم بازگشت از قله روبرو شد، شوك خيلي بدي به وي وارد شد. مسئله اي كه هيچكس تا به امروز آن را مطرح نكرده است. مي توانيد از افرادي كه آن زمان كنار بهرامي بودند، بپرسيد چراكه همين نفرات با روبرو شدن فاتحان قله با وي مخالف بودند چون احساس مي كردند تاثير بدي بر روحيه بيمار خواهد گذاشت؛ اما زمانيكه همه فكر مي كردند بهرامي بيهوش است، با روبرو شدن با نفرات شروع كرد به گريه كردن و با اين شوك از همان شب حالش رو به وخامت گذاشت. چرا بهرامي در كمپ دوم ماند؟ اين به بحث سرپرستي برميگردد. احساس مي كنم وي حواسش كاملا به تيم حمله بود. از سويي، وقتي بهرامي با پاي خود به كمپ دوم بازگشت، ديگر از وي غافل شد؛ حتي زمانيكه دچار اين حادثه شد، با استناد به شناختي كه از قبل داشت، باورش نمي شد وي دچار حادثه شود. چرا سرپرست تيم از شرايط و توانمندي واقعي نفرات بياطلاع بود؟ در پايان آخرين اردوي تداركاتي و انتخابي تيم ملي در همان محل اردو، رئيس فدراسيون از من و ساير مربيان خواست با توجه به عجله اي كه در بستن تركيب داشت، نفرات را معرفي كنيم. اين برخلاف اردوهاي قبل بود چراكه در هر انتخابي، مربيان با برگزاري يك نشست و بررسي تمامي شرايط، تيم را مي بستند؛ اما اين بار فرق مي كرد. از ميان 14 كوهنورد باقي مانده، بايد 5 نفر به عنوان تيم اصلي انتخاب ميشدند. از مخالفين انتخاب بهرامي بودم. تمامي مدارك در اين مورد موجود است. آخرين نفري بود كه از من راي گرفت. در جريان انتخاب تيم حمله به قله نيز به وي راي ندادم. باتوجه به شناختي كه در اردوها از وي داشتم، مي دانستم نه به لحاظ جسمي و نه به لحاظ روحي، شرايط حضور در اورست و صعود به قله را ندارد. پس چگونه در تركيب قرار گرفت؟ از نظر من حضور وي ميان 14 نفر آخر هم جاي بحث داشت. زمانيكه به عنوان مربي بانوان با انتخابش مخالفت كردم، رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد وي جزء تيم من است؛ حتي اگر مجبور باشم با هزينه شخصي وي را به اورست ببرم. ساير نفرات هم به همين شيوه انتخاب شدند؟ برخي افراد باوجود عدم صلاحيت فني، صرفا به دليل نفوذ هم استانيهايشان ميان مربيان و فدراسيون انتخاب شدند و اين منحصر به يك استان نبود. به اين شكل كه ديگران در جريان اردوها بيشتر به نفر رسيدگي كردند تا در تيم اعزامي و حتي تيم حمله قرار بگيرد. خيلي از نفرات در اين شرايط بالا آمدند. ميان تيم اصلي اعزامي به اورست نام همسر شما نيز بود. آيا حضور وي نيز با اين شرايط فراهم شد؟ زمانيكه از 14 نفر نهايي و مربيان درمورد انتخاب تيم اعزامي نظرخواهي شد، همسرم به عنوان پنجمين نفر انتخاب شد. فرض بگيريم مربيان براي من وي را انتخاب كردند؛ اما 14 نفر نهايي نيز بر اساس مدارك موجود، وي را به عنوان پنجمين نفر برگزيدند. پس اين شايستگي را داشت؛ اما متاسفانه حضور وي به عنوان همسرم باعث شد كه حتي سرپرست، شايستگي هايش را ناديده بگيرد و در حقش اجحاف شود. در تمامي برگه هاي نظرخواهي خواسته شده بود مشخصات كامل خود را نيز قيد كنند؛ اگر به اين شكل نبود، فكر مي كنيد باز هم همسر شما پنجمين نفر بود؟ پس اين نشان دهنده بي صداقتي افراد است. آيا در فضايي كه نفوذ و سفارش از سوي مربيان و حتي رئيس فدراسيون حرف اول را مي زند، مي توان انتظار صداقت داشت؟ متاسفانه هميشه اين مسائل وجود داشته است. چرا همسر شما با وجود مجوز صعود، در تركيب تيم حمله قرار نگرفت؟ از سوي هم تيمي هاي خود دچار كم لطفي قرار گرفت و فضا به شكلي ايجاد شد كه به سرپرست اين احساس دست داد كه نبايد جزء تيم حمله باشد. فكر نمي كنيد در مورد همسرتان احساسي برخورد مي كنيد؟ مسئله حضور در تيم اعزامي يك مسئله بود و انتخاب نشدنش ميان تيم حمله بحث ديگر؛ اما احساسات بخش از زندگي هر انسان است و مي تواند عاقلانه يا غيرعاقلانه باشد؛ اما در مورد ساير اعضاي تيم مي توانم بگويم 90 درصد احساساتم را كنار گذاشتم. باوجود اينكه نفرات اصلي و داراي مجوز صعود مشخص بودند، لزوم حضور نفرات ذخيره (دو خانم و دو آقا) به مدت سه ماه در ارتفاعات پايين چه بود؟ حضور نفرات ذخيره به اصرار برخي مربيان و معاون سرپرست بود؛ حتي در كاتماندو نيز سرپرست برنامه تصميم گرفت آنها بازگردند؛ اما همين نفرات وقتي در بيس كمپ متوجه شدند كه مجوز ندارند، باوجود عدم توانايي براي بالا آمدن آن هم به خاطر بدي حالشان مدعي شدند كه اگر مي دانستيم، نمي آمديم. چرا ديگر شاهد حضور دو خانم فاتح اورست در عرصه كوهنوردي نيستيم؟ متاسفانه در سيستم ما زمانيكه كسي به موفقيت مي رسد، آنقدر در موردش احساسي برخورد مي شود كه فرد از خودش هم مي ترسد؛ حتي حاضر نمي شود در يك دوره مربيگري هم شركت كند چراكه مبادا از كسي پايين تر قرار بگيرد. اين فرد ديگر تمام شده است. شايد اگر در مورد تقدير از اين ورزشكاران معقولانه تر برخورد مي شد، چه بسا مي توانستيم از تجربيات صعودشان در كوهنوردي بانوان بهره ببريم. فدراسيون آنها را رها نكرده است؟ شايد هم آنها، كوهنوردي و فدراسيون را رها كرده اند. روزيكه از قله باز مي گشتيم، يكي از آنها در كمپ سه گفت: "وقي پايين برسيم، به همه مي گويم با چه مشقتي به قله رسيدم و چقدر ديگران براي من زحمت كشيدند"؛ اما وقتي رسيد پايين گفت: "در دوران كودكي به مادرم گفتم به عنوان اولين زن، اورست را صعود ميكنم". اين دو يك بار هم از كسي كه كارابين و يومار (وسيله حمايتي كوهنورد روي طناب) را به طناب متصل مي كرد يا از كسي كه كپسول اكسيژن و كيسه خوابشان را حمل كرد، نام نبردند. (فقط براي اينكه به هرقيمتي شده به قله برسند) بحث اينجا است كه وقتي پايين مي رسيم، همه چيز را فراموش مي كنيم و به راحتي اعلام مي كنيم اورست راحت بود و توريستي صعود كرديم. تيم بانوان ايران اسفند 83 با تركيب هفت كوهنورد، كنار تيم مردان با تركيب هفت ورزشكار و 3 مربي با سرپرستي صادق آقاجاني، رئيس وقت فدراسيون، پس از حضور در اردوهاي تداركاتي با هدف صعود قله اورست راهي نپال شد. خرداد 84 لاله كشاورز و فرخنده صادق همراه تيم حمله مردان موفق شدند بر فراز بلندترين قله جهان بايستند. منبع : خبرگزاري فارس-توسط پروين ايماني / پيوند اطلاع يابي از :سرود كوهستان |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 16:20  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
روز ورزش
هر روز ، روز ورزش ! عکس از : جواد مقیمی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:25  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
از علی آبادی |
|
|
هر جا صلاح باشد جابجا می کنیم !
دیروز صبح رئیس سازمان تربیت بدنی با شرکت در کنفرانس رسانه ای به سئوالات خبرنگاران پاسخ و به تشریح عملکرد یکساله خود پرداخت . ...علی آبادی در پاسخ به تغییرات صورت گرفته در ریاست فدراسیون ها گفت : مسئولان سازمان تربيت بدني با كسي مشكلي ندارند و هر كجا صلاح بدانند جابجاييها را با اصول منطقي و كار كارشناسي انجام خواهند داد ! ...علي آبادي در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد در مجامع خبري و ورزشي اين روزها شنيده ميشود كه شما قصد داريد دستگاه ورزش را رها كنيد و به وزارت راه ! برويد، توضيح داد: تا جايي كه يادم است از سال 53 كه وارد پستهاي مديريتي شدم، همواره براي خدمت آماده بودهام !! ... ادامه
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:20  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کابل برگردان ! |
|
|
کابل برگردان فدراسیون کوهنوردی ! تلفن های تماس با فدراسیون کوهنوردی بدلیل کابل برگردان مخابرات چند روزی دچار اختلال شده ، لطفا مجددا شماره گیری نفرمائید !... کابل برگردانها گفته اند تا شنبه !
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:6  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نجات تهرانی ها در قم ! |
|
|
امدادگران قم چهار كوهنورد تهراني را نجات دادند معاون امداد و نجات جمعيت هلال احمر استان قم از نجات يافتن چهار كوهنورد تهراني با كمك امدادگران استان قم خبر داد. بهرامي به خبرنگار واحد مركزي خبر در قم گفت: اين كوهنوردان جوان بدون آشنايي با كوه دوبرادران در قم عصر يكشنبه از بيراهه قصد صعود به ارتفاعات اين كوه را داشته كه با تاريك شدن هوا از ادامه مسير باز مانده بودند. وي افزود: اين كوهنوردان به علت سرماي هوا و در امان ماندن از خطر حيوانات و پرندگان وحشي به ناچار تا سپيده دم در شيارهاي كوه پناه گرفته بودند و همزمان با اذان صبح يكي از آنان با استفاده از تلفن همراه خانواده خود را از مشكل پيش آمده مطلع مي كند تا از هلال احمر ياري گيرند. معاون امداد و نجات جمعيت هلال احمر استان قم تصريح كرد: پس از گزارش اين حادثه، صبح ديروز امدادگران هلال احمر قم به همراه كوهنوردان حرفه اي به محل اعزام و پس از چهار ساعت تلاش، كوهنوردان گرفتار را نجات دادند.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:59  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
صعودی برای آلزايمر! |
|
|
همزمان با صدمين سال شناخت بيماري آلزايمر 10 نفر به قله كليمانجارو صعود كردند هفته گذشته به مناسبت صدمين سال شناخت بيماري آلزايمر يك تيم بينالمللي از حاميان بيماري دمانس به قله 5800 متري كليمانجارو واقع در تانزانيا صعود كردند. اين صعود بيش از صد هزار دلار درآمد داشته است. طبق آمار مجله پزشكي لانست هر 7 ثانيه يك نفر در جهان به دمانس مبتلا ميشود در حال حاضر 24 ميليون نفر و تا سال 2040 ، 81 ميليون نفر به آن مبتلا خواهند شد. خانم ميلاني لگ 25 ساله از انجمن آلزايمر جهاني، انگلستان موفق شد تا به همراه ديگران از كشورهايي چون تركيه، هنگ كنگ، آمريكا و كانادا در مدت 7 روز و 6 شب در جنگلهاي استوايي تا يخچالهاي طبيعي راه پيمايي نمايد. صعود آلزايمر با هماهنگي انجمن آلزايمر جهاني كه متشكل از انجمنهاي آلزايمر سراسر دنياست، ترتيب يافته بود. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:55  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
اردوی سنگنوردی |
|
|
اردوي انتخابي تيم ملي سنگنوردي مردان و زنان ايران داير شد اردوي انتخابي تيم ملي سنگنوردي مردان و زنان ايران به منظور شركت در رقابتهاي سنگنوردي قهرماني آسيا داير شد. پس از برگزاري رقابتهاي انتخابي ۱۹سنگنورد مرد و سه سنگنود زن جهت شركت در اردوي انتخابي و آمادهسازي تيم ملي دعوت شدند. اردوي مردان در قرارگاه فدراسيون كوهنوردي و اردوي زنان در سالن تربيت بدني زنجان برگزار ميشود. اين اردو تا چهارم آبان ماه ادامه خواهد يافت. اسامي سنگنوردان به شرح زير است : سنگنوردان زن بهاره مرادي و فاطمه سليماني از همدان و الناز ركابي از زنجان سنگنوردان مرد * در رشته سر طناب محمد جعفري ، سبحان جعفري، محمد خواجه ، غلامعلي برات زاده، محمدرضا صالحآبادي ، حيمدرضا توزندهجاني، آرتيمش فرشاديگانه، علي صفري ، داود ركابي ، اميرپيريسي ، مرتضي خواجه * رشته سرعت رضا پيل پا، امين عباسي ، عليرضا جواندل ، نويد صوفي زاد، مهدي نمروري ، فرزاد جعفري ، اسماعيل تقيآبادي ، شريف نوري
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:52  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
این رکورد ایرانی !!
ایرانیها رکوردار خوردن بیشترین مقدار مواد قندی در کمتر از یک ربع ... محل ثبت : سفره افطار ! عکس از : احمد حلبی ساز |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 8:17  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
دنا را بهتر بشناسیم |
|
|
كوه دنا 25 درصد تيرههاي گياهي جهان را دارد كوههاي بلند، تماشاييترين تجلي دستگاه آفرينشاند كه همواره جايگاه وحي و نخستين منبع الهام براي زندگي بشر بهشمار ميآمدهاند. بسياري از تمدنهاي پرمايه و ماندگار در ميان مردم كوهستان پاگرفتهاند و كوه دنا مظهر و نمونهي سرافرازي و سرسختي عشاير و مردمي است كه در كنار آن زندگي ميكنند. شهر سيسخت به مركزيت دنا در 36 كيلومتري مركز استان كهكيلويه و بويراحمد مانند نگيني سبز بر دامنهي كوه دنا، آب و هواي مطبوع و معتدل كوهستاني و آبشارهاي وصف نشدني و بوي آويشن، جويل، گياهان گوناگوني دارد كه آميزش عطر و بوي آنها در كنار تاكستانهاي زيباي انگور، گردو و سيب است. آنچه دربارهي اين شهرستان قابل بيان است، تنوع زياد زيستي در رشتهكوه دناست كه در كشور و حتا جهان نيز بينظير است، بهگونهاي كه 90 تيره از 150 تيرهي گياهي كشور و 360 تيرهي گياهي جهان در آن شناسايي شدهاند. كوه دنا بهتنهايي 60 درصد تيرههاي گياهي كشور و 25 درصد تيرههاي گياهي جهان را در خود دارد. از بلوط، ارزن، بادام وحشي، كيكم، زالزالك، انجير و ارزن بهعنوان مهمترين درختان جنگلي و از گون، علف شمكي، جو وحشي، ريشبزي، ارزن گندم، بومادران، موسير، خارشتر و كلگاوزنان نيز بهعنوان مهمترين پوشش علفي و بوتهيي اين منطقه ميتوان نام برد. اين شهرستان غارهاي عظيمي از جمله دنگزلو، غار يخ و نول و صدها چشمه مانند شرنيك، چشمهي ميثي و چشمهي اسپيد دارد كه با وجود اين چشمهها و چشمههاي بينظير ديگر آن، از معدود كوههاي كشور است كه در هر قسمت از آن چشمههايي زيبا از دل خاك جوشيدهاند. رشتهكوه دنا بهعنوان رفيعترين قلههاي زاگرس به طول حدود 90 كيلومتر مربع مطرح است. منطقهي كوهخيز ايران از لحاظ كوههاي با ارتفاع بالاي چهارهزار متر پس از منطقهي تخت سليمان و علمكوه در كشور است و قلهي قاشمستان (بيژن 3) دنا با ارتفاع چهارهزار و 435 متر بلندترين رشتهكوه زاگرس بهشمار ميرود. كوه دنا 47 قلهي بالاي چهارهزار متر دارد كه قاشمستان يا (بيژن 3) بلندترين و گل فرهاد با ارتفاع چهارهزار و 40 متر كوتاهترين قلهي اين كوه است. منبع : ایسنا |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 7:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
داردچي ! |
|
|
داردچي کلاردشت، جاذبهاي براي كوهنوردان
خانههاي داردچي يادگار دوراني است که در کلاردشت، درختان جنگلي راستقامت به وفور يافت ميشد. در رودبارک، نزديک پل مجاور مسجد، دو خانه بزرگ ساخته شده از الوارهاي تنومند ديده ميشود که در فاصله هر دو تنه درخت ملاط گل قرار گرفته و سقف خانه هم تخته پوش است. برف سنگين زمستان 84 و بي توجهي دراز مدت به اين يادمانهاي با ارزش، آنها را در آستانه فروپاشي قرار داده است. چند تايي ديگر از خانههاي اين گونه هم در جاهاي ديگر رودبارک به چشم ميخورد؛ به اين خانهها در محل، " داردچي " ميگويند که گويا واژهاي است مرکب از " دار" به معني درخت و مشتقي از مصدر" چيدن"... کاملتر |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:59  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
پیرمرد و آرارات |
|
|
صعودكوهنورد73سالهايرانيبهآرارات واحد مرکزی خبر: كوهنورد 73 ساله ايراني به قله آرارات تركيه صعود كرد . علي اسدي عيديوند به همراه گروه اعزامي هيئت كوهنوردي شركت ملي نفت هفدهم مهر به قله 5140 متري آرارات در تركيه صعود كرد. دراين صعود19 , نفر عيديوند را همراهي ميكردند.علي اسدي عيديوند از بازنشستگان و پيش كسوتان شركت ملي نفت ايران است . |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:54  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
آخرین جسد ! |
|
|
جسد آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي در ارتفاعات اشترانكوه پيدا شد رييس هيات كوهنوردي استان كرمانشاه گفت: پيكر زنده ياد فرشاد احسانپور آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي پس از پيدا شدن در ارتفاعات " كول جنو " اشترانكوه لرستان به زادگاهش كرمانشاه انتقال و به خاك سپرده شد. " بهروز ايزدي " روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در پي مرگ احسان شهبازي يكي از كوهنوردان كرمانشاهي در ارتفاعات كول جنو يك تيم ۱۲نفره كوهنوردان امدادگر كرمانشاهي براي كمك به اين كوهنورد جوان و حادثه ديده با بالگرد عازم قله شدند. وي گفت: در عمليات تجسس سه تن از كوهنوردان امدادگر گرفتار بهمن شده و در اعماق يخچال كول جنو در زير خروارها برف و يخ مدفون ميشوند. وي افزود: پيكر آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي ۲۹۰روز پس ازجست وجوي فراوانو تجسسهاي مكرر توسط گروههاي كوهنوردي كرمانشاه،همنوردان اليگودرز و ازنا و هلال احمر سرانجام هفته گذشته توسط كوهمردان اليگودرزي پيدا شد. ايزدي اضافه كرد: كوهمردان اليگودرزيدر قالب يك تيم ۱۸نفره با جمعي از كوهنوردان تنكابني هفته گذشته به مناسبت گراميداشت ياد حادثه ديدگان كول جنو عازم قله شدند كه پس از بازگشت در داخل دره و دهليز مسير سقوط بهمن موفق به كشف جسد احسانپور ميشوند. وي گفت: پيكر زنده ياد احسانپور پس از انتقال به كرمانشاه روز جمعه در كنار همنوردان فداكار خود زنده يادان مسعود مولايي و مهدي مرزباني با حضور جمع كثيري از مسوولان تربيت بدني، جامعه ورزشي، مسوولان ادارات و اعضاي خانوادههاي كوهنوردان به خاك سپرده شد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:52  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
دانلود گفتگو |
|
|
فایل صوتی گفتگو با آقاجانی
ساعت ۲۳ جمعه شب گذشته ، گفتگوی صادق آقاجانی با مازیار ناظمی ( مجری و سردبیر ورزشی ) پیرامون مسائل اخیر و تحولات فدراسیون کوهنوردی و پاسخ به پاره ای از انتقادات در رادیو گفتگو پخش شد . اگر این برنامه را گوش نکرده اید ، می توانید مشروح گفتگو را که ۳۰ دقیقه به طول انجامیده دانلود و گوش کنید : دانلود (فرمت wma با حجم 1.82مگا بایت)
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:26  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
قلههاي مرتفع درههاي عميق دارند!! صادق آقاجانی از آن دست مدیران ورزشی است که همواره می شود بدون دردسر با او حرف زد یا مصاحبه کرد. رفتن او از فدراسيون کوهنوردي بسيار عجيب بود، آن هم در زماني که سازمان تربيت بدني مدعي حمايت از ورزش هاي موفق و جهاني است. حرف هاي آقاجاني جواب هاي لازم را به همه سوال هاي شکل گرفته در ذهن ما داد. آنقدر خاکي و بي قيد حرف مي زد که حس کرديم ديگر از فضاي موجود در ورزش خسته شده است. گرچه هنوز وقتي مي خواهد از انگيزه و علاقه اش به کوهنوردي بگويد، خون به رگهايش مي دود و صورتش قرمز مي شود. در بعدازظهري از مهرماه ۱۳۸۵ و ماه مبارک رمضان به بازتاب ورزشي آمد تا در مورد ناگفته هايي که بيش از ۲۰ سال است در سينه داشت با او گفتگو کنيم. در حين گفتگو وقتي به ياد برادرش افتاد، بارها اشک در چشم هايش حلقه بست و بي اينکه چيزي بگويد، تنها سکوت کرد. فرق آقاجاني را مي دانستيم اما باور کرديم که مديريت بي سر و صدا در حوزه ورزش ايران، يعني عاقبت صادق آقاجاني، گرچه خودش همه چيز را خير مي داند و از دست کسي ناراحت نيست. صادق آقاجاني يکي از معدود ايراني هاي توانمند در طراحي و برنامه ريزي براي صعود به هيماليا است و بي شک کوهنوردي ايران يک وزنه جهاني و ملي را در حوزه مديريت خود از دست داد و اين امري نيست که به اين سادگي ها کتمان شود، گرچه خودش معتقد است نيروهاي متخصص و جوان در اين رشته زياد هستند و کار به پيش خواهد رفت. متن کامل گفتگوي ۱۰۰ دقيقه اي بازتاب ورزشي با صادق آقاجاني رئيس سابق فدراسيون کوهنوردي ايران در ادامه خواهد آمد: ما صعود كرديم، مهرعليزاده بودجه 60 ميليوني ما را 50 ميليون تومان كرد! گفتم: كميسيون دبيرخانه بند «پ»، آييننامه ميگويد، مسئول جمعآوري و توزيع اين پول است. شما ببينيد به كدام فدراسيونها رسيده است؟ فدراسيونهاي موفق، ارزشي؟ منبع : بازتاب |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 0:37  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
پايان داستان كنار رفتن آقاجاني هنوز مشخص نيست !
در برخي رسانه ها خبر تغييرات فدراسيون كوهنوردي به گونهاي منتقل شد كه شايد تلاش شد تا با استفاده از ارتباط اين رسانه ها با برخي كارمندان سازمان ،تمام مشكلات و حاشيه هاي حال حاضر فدراسيون كوهنوردي از قبيل برگزار نشدن مجمع عمومي فدراسيون متوجه آقاجاني شود . در اين اخبار اما يك نكته بيش از همه جلب توجه مي كرد : حضور آقاجاني براي مدت يك سال و نيم در فدراسيون كوهنوردي ، به دليل نداشتن حكم ، غير قانوني بوده است ! كيومرث هاشمي در گفت و گو با ايرانيوز نيز دليل تغيير و تحولات ايجاد شده در فدراسيون كوهنوردي را همين مساله عنوان مي كند اما اين درحاليست كه به نظر مي رسد مسئولان سازمان ورزش ، قدري در اين زمينه از چارچوب انصاف خارج شدهاند. در حالي ، عدم برگزاري مجمع توسط آقاجاني به عنوان علت كنار رفتن وي عنوان مي شود كه سرپرست سابق فدراسيون در نهايت مجبور شد با طرح اين مساله كه تا مشخص نشدن وضعيت فدراسيون بر سركارم حاضر نمي شوم، سازماني ها را به فكر بياندازد. مسئولان سازمان درحالي از تاخير در برگزاري مجمع به عنوان يك نكته قابل انتقاد در عملكرد آقاجاني ياد مي كنند كه گويافراموش كردهاند، اگر آقاجاني بيش از يكسال بدون حكم فعاليت كرده اين اقدام در زير مجموعه آنها انجام شده است و اگر تخلفي در اين زمينه صورت گرفته است ، توسط مديران زير دست خودشان بوده است. مهلت 6 ماهه سرپرست آقاجاني در شرايطي به پايان رسيد كه سازمان ورزش درگير تغيير و تحولات مديريتي خود بود و اگر هم بر اين فعاليت نام غير قانوني گذاشته مي شود، اين كار در طول دوران مديريتي فعلي سازمان صورت گرفته است. مسئولان سازمان ورزش در چند نوبت در پاسخ به سوال خبرنگاران اعلام كرده بودند كه نبايد عجله كرد و اين در شرايطي است كه آقاجاني چند بار براي برگزاري مجمع تاريخ تعيين كرد اما هر بار به دلايلي اين اتفاق رخ نداد. يك منبع آگاه در سازمان ورزشي كه منصفانه تر دراين مورد قضاوت ميكند، مي گويد: من خودم شاهد بودم كه آقاي آقاجاني چند بار براي برگزاري مجمع اقدام كرد بنابراين بي انصافي است كه بگوييم به علت عدم برگزاري مجمع اين تغييرات صورت گرفته است. او ادامه مي دهد: اگر آقاجاني يك سال و نيم بدون حكم كار كرده بايد ممنونش بود، آيا اگر فدراسيون را رها كرد و مي رفت، آن وقت براي ورزش ايران خوب بود يا اينكه بدون هيچ مزايايي مانده و كارش را كرده است ؟ به نظر مي رسد ، مسئولان سازمان ورزش لازم باشد تا با نگاهي ، هر چند اجمالي به عملكرد گذشته خود و اظهارات پيشين مسئولان ، در ادامه راه حساب شده تر قدم بردارند. از اين نمونه ها در سازمان ورزش به وفور ديده شده است ولي همچنان اين داستان ادامه دارد ... منبع : ايرانيوز |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 20:55  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
الْغَوْثَ الْغَوْثَ !
سُبْحَانَكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ شبهای ارغوانی قدر ، دستهای استغفار و نیاز ...حضورقلبی می خواهد ، کاش عطسه های اس ام اس هم امان دهند !! عکس از : مجید سعیدی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 7:54  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کشف جسد |
|
|
كشف بقاياي جسد كوهنورد جوان در دارآباد فارس: جسد كوهنورد جوان پس از 4 ماه در كوههاي دارآباد كشف شد. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، كوهنورد 25 ساله كه حسين نام داشت چهار ماه قبل زماني كه براي كوهنوردي به كوههاي دارآباد رفته بود، ناپديد شد. پس از ناپديد شدن مرد جوان خانواده او با مراجعه به اداره آگاهي شكايتي را مطرح كردند اما تلاش براي يافتن او بي نتيجه ماند. سرانجام پس از گذشت چهار ماه بقاياي جسد مرد جوان در كوههاي دارآباد كشف شد. خانواده حسين پسرشان را از روي لباس و كولهاش شناسايي كردند. هم اكنون بقاياي جسد براي كشف علت اصلي مرگ جوان كوهنورد به پزشكي قانوني منتقل شده است.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 7:28  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نوش دارو ! |
|
|
شهرداری منطقه یک با صدور اطلاعیه ای هشدار داد: شهروندان از خرید اراضی بالای ارتفاعات 1800 خودداری کنند!
شهرداری منطقه یک با صدور اطلاعیه ای به شهروندان هشدار داد: طبق قانون، صدور مجوز ساخت وساز برای ارتفاع بالای تراز 1800 مترممنوع است، و شهروندان باید از خرید این اراضی خودداری کنند. به گزارش ایرانیوز ، در اطلاعیه روابط عمومی شهرداری منطقه یک آمده است طبق مصوبه شماره 469 بند 12، کمیسیون ماده پنج شهرداری تهران اراضی بالای خط تراز 1800 متر دارای کاربری فضای سبز و گردشگری بوده و صدور پروانه ساختمانی دراین اراضی امکانپذیر نیست. بر اساس این اطلاعیه دخل و تصرف و ساخت و ساز در اراضی واقع در ارتفاعات بالای تراز 1800 متر سوهانک، دارآباد، شهرک قائم، امامزاده قاسم(ع)، جمال آباد، کوهستان و... غیرقانونی است و این شهرداری ضمن جلوگیری از صدور هر نوع مجوز ساخت و ساز به صورت قاطع با متخلفان برخورد می کند.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 7:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
بی تفاوت نبودن !
سوختن دیدن و بی تفاوت نبودن !! .. گویا نتیجه خیلی مهم نیست ! عکس از : سایت nynerd |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 8:30  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
به نيك و بد چنان سر كن كه بعد از مردنت عرفي مسلمانت به زمزم شويد و هندو بسوزاند حتي اگر كسي با تمام كارهاي آقاجاني مخالف بوده باشد و كار نامه او را يك سره مردود بداند، نميتواند از اينكه او از رياست فدراسيون كوهنوردي كنار رفته، خوشحال باشد. مگر آن كه (با پوزش از كساني كه به شوخي يا جدي در اين چند روز، اين واقعه را تبريك گفتهاند)، كمي سادهانديش باشد و البته آقاجاني هم نميتواند خيلي سرفراز باشد، چراكه به نسبت اين همه سال حضور در اين فدراسيون، كارنامه پركيفيتي از خود به جا نگذاشته است. اگر مساله ما با يك مدير، مساله شخصي نباشد تا صرف عزل او موجب خوشحاليمان شود، بايد ببينيم كه كنار رفتن او با تاثير چه مولفههايي صورت گرفته و براي مثال آيا او در پي انتقادهايي كه بر شيوه مديريتاش وارد آمده، عزل شده؛ آيا خودش در پي بروز حادثهاي، متعهدانه استعفا داده؛ آيا قرار است مدير لايقتري به جاي او بنشيند؛ و يا ـ از همه بهتر ـ آيا در يك روند از پيش تعيين شده و دموكراتيك دوره مديريتاش به سرآمده، و اكنون مقام و تجربههاي خود را به ديگري تحويل ميدهد؟ در اين حالتها، جايي براي شادماني هست؛ اما اگر آن مدير، به حالت اعتراض، قهر كرده باشد و خودش درخواست معرفي جانشين كرده باشد (آنطور كه در «اعتماد ملي» 8/7/85 آمده) يا به دست رييس سازمان تربيت بدني و بدون هيچ توضيح به افكار عمومي، كنار گذاشته شده باشد (آنطور كه در سايت خبرگزاري فارس آمده) و يا مانند بسياري از ديگر عزل و نصبهاي رايج در اين كشور، عزل او تابع هيچ قانونمندي خاصي نباشد، چه جاي خوشحالي خواهد بود؟ آقاجاني ميرود و شخص ديگري ميآيد و در به همان پاشنه خواهد چرخيد. با اين تفاوت كه آقاجاني را جامعه كوهنوردي ميشناخت، و او هم تقريبا همه فعالان اين جماعت را ميشناخت و خود درگير كوهنوردي بود، اما در مورد شخصيت جديد، زماني دراز لازم است كه اين شناخت متقابل به دست آيد. براي ما گويا چنين مقدر شده كه براي هر پستي ـ حتي لايههاي مياني مديريت ـ از دايره محدود مديران شناخته شده «خودي» رييسي انتخاب شود. يا حداكثر آن كه از بيرون دايره، يك نفر تغيير ماهيت دهد و ويژگيهايي خودي را (كه غالبا مشتمل بر مهارتهاي فني مورد نياز آن رشته نيست) به دست آورد و آنگاه به مقامي گمارده شود. چنين است كه طي سالهايي بس دراز، تغييري كيفي در شيوههاي اداره دستگاههاي دولتي و ارتقايي در ماهيت رشتههاي كاري آن دستگاهها نميبينيم؛ نه آنكه هيچ پيشرفتي نباشد، بلكه در مقايسه با آهنگ رشدي كه در ميانگين جهاني ميبينيم، ترقيهايمان چشمگير نيست. در دوران طولاني رياست آقاجاني بر فدراسيون كوهنوردي هم تغييرهاي مثبت كيفي را نه در شيوه مديريت و نه در ماهيت كوهنوردي، شاهد نبودهايم. در اين دوران ـ كه به درازاي عمر يك نسل بوده است ـ تقريبا فقط افزايش كميتها را ديدهايم؛ زياد شدن تعداد هياتها و گروهاي كوهنوردي، افزايش شمار كلاسهاي كارآموزي و مربيگري، افزايش تعداد ديوارههاي مصنوعي، اضافه شدن شمار قلههاي شش و هفت و هشت هزار متري در كلكسيون صعود شدههامان و مانند اينها. حتي تغييرهاي كيفي بسيار كوچكي را هم شاهد بودهايم؛ از آن زمان كه آقاجاني را در سال 1363 در باشگاه استقلال (مراسم تاسيس گروه كوهنوردي تهران) ديديم و مطالبي كه او ميگفت، يكسره غيركوهنوردي ـ و حتي در مذمت كوهنوردان كه با شلوار كوتاه سنگنوردي ميكنند(!) بود ـ تا اين سالهاي اخير كه او را با شلوار سفيد و پيراهن آستين كوتاه و صورت آراسته در سالنهايي پر از جوانان سنگنورد شلواركپوش و ركابي به تن ميديديم، تغييراتي عميق رخ داد. يا از آن سالهاي دهه شصت كه مسئولان گروههاي كوهنوردي را براي آن در يك روز جمعه دربند يخچال با دختران مانتوپوش ديده شدهاند، احضار ميكرد تا سال 84 كه با خانمهايي كه در پوشش كوهنوردي چندان تفاوت ظاهري با زنان كوهنورد خارجي نداشتند، چندين هفته در منطقه اورست به سر برد، آقاجاني خيلي تغيير كرد. از اينها مهمتر: در شيوه اعزام تيمها به خارج از كشور، از آن سالهاي آخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد كه فدراسيون خودش عدهاي خاص را راهي ميكرد، تا اين چند دوره اخير كه جبر روزگار و انتقادهاي منتقدان؛ فراخوان همگاني و برگزاري آزمون و توجه به شايستگيهاي ورزشي را تا حد زيادي جايگزين روشهاي «گزينشي» آن دوران كرد، دگرگوني چشمگيري پيش آمد. اما (و اين اما جاي تامل بسيار دارد) در اين همه سال ـ به تقريب: ربع قرن ـ تغييري در رابطه «آقابالاسرانه» فدراسيون كوهنوردي با جامعه كوهنوردي پديد نيامد. البته خود ميدانيم كه در جايي كه تمامي اركان سازمان تربيت بدني از بالا نصب ميشوند، توقع اين كه عموم كوهنوردان نقشي در تعيين سياستهاي فدراسيون داشته باشند، سادهلوحي است. آقاجاني نه ميتوانست و نه ميخواست كه تغييري در اين نامعادله بدهد و نه به سهم خود طرحي در اين زمينه ارايه داد. انتخابي شدن رييسان فدراسيونهاي ورزشي كه به خواست كميته جهاني المپيك، در ايران هم مورد پذيرش قرار گرفت و هيات وزيران اساسنامهاي براي آن تصويب كرد (9/3/1378)، مانند بسياري چيزهاي ديگر، در اينجا فقط در نام و ظاهر به نسخه اصلي خود شباهت داشت. دليل اين مدعا آن كه انتخابكنندگان، عمدتا همان زيردستان رييس فدراسيون (روساي هياتهاي ورزشي) و جمعي ديگر از دولتيها هستند. درپي همين شيوه «انتخاباتي» كه آقاجاني پس از يك دوره تقريبا شانزده ساله حضور انتصابي در فدراسيون كوهنوردي (در مقام رييس، نايبرييس و البته يك دوره چند ماهه غيبت در فاصله 72-69)، در نخستين جلسه مجمع عمومي فدراسيون كوهنوردي (24/10/79) با به دست آوردن 35 راي از 37 نفر افراد حاضر در مجمع، اين بار، رييس «انتخابي» فدراسيون شد تا براي چهار سال ديگر آن دستگاه را بچرخاند. در دو سال گذشته، يكي دو بار قرار شد مجمع عمومي فدراسيون كوهنوردي برگزار شود كه نشد، و سرانجام با حكم عليآبادي رييس سازمان تربيت بدني، سرپرست جديدي براي فدراسيون معرفي شد. رفتن آقاجاني از فدراسيون، رفتن باشكوهي نيست؛ نه به خاطر دعواهاي سياسي گونهاي كه در همه پستهاي حتي فني اين مملكت هست، بلكه اساسا به دليل آنكه نگاه او به كوهنوردي، نگاه فني و فرهنگي نبود. آقاجاني تلاش مشخص و معناداري براي معرفي معيارهاي جهاني كه ارزشهاي كوهنوردي را عيار ميزنند، نكرد. نمونه آشكار اين كوتاهي را ميتوان در معرفي نكردن ارزش «صعود نو» در سنگنورديها، كارهاي زمستاني و كوهنوردي در كوههاي بلند جهان ديد؛ فدراسيون آقاجاني، در كارهاي داخلي بيشتر به دنبال راهانداختن كاروانهاي صعود «سراسري» (پرجمعيت) و در برنامههاي خارج از كشور، به دنبال زياد كردن تعداد صعود شدهها در چنته خود بود. اين فدراسيون، در كار نشر اصلا كارنامه درخور توجهي ندارد و نه تنها نشريه منظمي بيرون نميداد و تعداد بسيار كمي كتاب (فقط گزارشي و نه آموزشي) چاپ كرد، بلكه در رسانههاي عمومي هم جايگاهي براي كوهنوردي باز نكرد. در بحث حفاظت كوهها ـ كه بدون آن كوهنوردي معنا و زيبايي ندارد ـ اگرچه فدراسيون در سال 1367 روز پاكسازي كوهستان را اعلام كرد، اما اعلام اين روز را كمكم فراموش كرد، و كارهايش براي حفظ كوهها محدود شد به پاكسازيهايي در جبهه جنوبي دماوند و علم كوه. فدراسيون، نقش محسوسي در گسترش فرهنگ كوهنوردي مسئولانه نداشته و حتي با اجراي ساختوسازهايي در كوهستان (توچال، دماوند، علم كوه و ...) در شهري كردن كوهها سهيم بوده است. در جايي كه تمامي اركان سازمان تربيت بدني از بالا نصب ميشوند، توقع اين كه عموم كوهنوردان نقشي در تعيين سياستهاي فدراسيون داشته باشند، سادهلوحي است. اگرچه با ساختار كنوني، امكان مشاركت جامعه كوهنوردي كشور در انتخاب رييس فدراسيون بسيار ناچيز است، اما كوهنوردان ميتوانند با پيش گرفتن شيوههايي، در اصلاح اين سازوكار بكوشند. نخست اين كه پيشنهادهاي مشخصي براي باز كردن فضاي مجمع عمومي فدراسيون مطرح كنند. ديگر اينكه ميتوانند با تشكيل دادن يا تقويت كردن نهادهايي كه مطابق ماده پنج اساسنامه فدراسيونها در مجمع حق راي دارند، يعني: كانون داوران، كانون مربيان، اتحاديه باشگاهها و سازماني كه بتواند «سه نفر نماينده ورزشكاران» را معرفي کند (انجمن كوهنوردان يا ...) در ارتقاي مديريت دستگاه فعلا دولتي كوهنوردي مؤثرتر باشند. اگر بخواهيم كه پيشرفت كوهنوردي كشور، فقط اضافه شدن تعداد صعودها نباشد، بلكه پيشرفتي كيفي و قابل طرح در جهان هم باشد، هر يك از ما بايد به سهم خود طرحي را دراندازيم و با پشتكار، اجراي آن را پي بگيريم. مديريت فدراسيون كوهنوردي در سالهاي گذشته با سوارشدن بر موج سليقههاي عاميانه كه در عبارتهايي مانند «فتح قلههاي بلند جهان»، «صعود سراسري» و «مدالآوري» تجلي مييافت، توانست تلقي نازلي از كوهنوردي را به جاي كوهنوردي فني به خورد افكار عمومي (و حتي افكار خواص، در سطح مديريت كلان ورزش) بدهد. آيا فعالان باشگاههاي كوهنوردي، مربيان مستقل، پيشكسوتان و ديگر قشرهاي جامعه كوهنوردي كشور ميتوانند الگويي ديگر ارايه دهند؟ مديريت پيشين فدراسيون، همچنين به جاي بسترسازي براي حركتهاي خلاقانه كوهنوردي و پشتيباني از سازمانهاي مردمي در اجراي صعودها، فدراسيون را بدل به باشگاهي براي كوهنوردي دولتي كرد؛ مديريت جديد چه خواهد كرد؟
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 7:46  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
صعودهای نيشابوري ها |
|
|
كوهنوردان نيشابوري قلل مرتفع دنيا را صعود ميكنند فارس: مسئول هيئت كوهنوردي نيشابور گفت: كوهنوردان اين شهرستان فتح تعدادي از قلل مرتفع جهان را در برنامه صعود خود دارند. ايوب امينالرعايا افزود: يكي از قلههاي بالاي 7 هزار متر منطقه هيماليا در سال آينده توسط كوهنوردان نيشابوري صعود خواهد شد. وي اظهار داشت: تاكنون 26 نفر براي اين صعود ثبتنام كردهاند كه پس از برگزاري دورههاي تداركاتي، آموزش و گرفتن تستهاي لازم 12 نفر براي اين صعود انتخاب ميشوند. وي اجراي اين برنامه را در راستاي اهداف بلند مدت هيئت كوهنوردي شهرستان برشمرد كه با همكاري اداره تربيتبدني و نمايندگان شهرستان امكانپذير شده است. امينالرعايا از تشكيل گروه جوان 17 تا 27 ساله اين هيئت خبر داد و گفت: در نظر داريم اين گروه با آموزشهاي لازم به گروههاي اين هيئت تبديل شوند. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 7:24  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کوه 44 |
|
|
شماره 44 فصلنامه کوه منتشر شد منبع : سرود کوهستان |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 7:20  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
روز جهانی کودک
خب روز من که چه ؟! چه نونی چه آبی ؟! عکس از : time |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:12  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
زرین قلم قهرمان |
|
|
زرین قلم در قطعه قهرمانان آسود با پیگیری هایی که دیروز در فدراسیون کوهنوردی بعمل آمد ، سرانجام مجوز تدفین کوهنورد پیشکسوت زنده یاد ثارالله زرین قلم در قطعه قهرمانان ورزشی بهشت زهرا توسط کمیته ملی المپیک صادر شد . از افتخارات این قهرمان ملی میتوان صعود به قلل مرتفع مون بلان در کشور فرانسه و ماترهوم در سوئیس را نام برد .
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 8:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
تصاویر تودیع و معارفه |
|
|
هم هوایی به روایت تصویر !
استعفا ندانم به شهادت همین مکتوب !
حالا یک معاون وزیر !
بدون شرح !!
منتقد دیروز ، مشاور امروز !
دست خط این چرخ گردون !
خداحافظ همین حالا !! ای آشنا ، مرا که بیگانه نامیدند و رفتم ! ... و عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد !
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 7:7  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
سقوط در گلابدره |
|
|
سقوط كوهنورد 53 ساله از ارتفاعات «گلابدره» دربند يك كوهنورد 53 ساله عصر روز گذشته از ارتفاعات منطقه «گلاب دره» دربند سقوط كرد؛ بررسيها نشان داد: اين كوهنورد مشكل قلبي داشته است. به گزارش خبرنگار «حوادث» ایسنا، حدود ساعت 15:45 روز گذشته در پي مراجعات كوهنوردان و كوهپيمايان به پايگاه امداد كوهستاني جمعيت هلال احمر شميرانات مستقر در ارتفاعات دربند مبني بر سقوط يك كوهنورد از ارتفاعات گلابدره بلافاصله تيم 12 نفرهاي از امدادگران به محل اعلام شده اعزام شدند. بر اين اساس به محض حضور امدادگران در محل وقوع حادثه مشاهده كردند: مرد ميانسالي از ارتفاعات منطقه گلاب دره به پايين سقوط كرده است. اين در حالي بود كه وي بر اثر شدت سقوط، بيهوش بر روي زمين افتاده بود، از اين رو امدادگران كه در موقعيت مورد نظر حضور يافته بودند، با استفاده از تجهيزات امدادي و انجام كمكهاي اوليه حدود ساعت 17 موفق شدند، كوهنورد حادثه ديده به نام «حسين رضوايي» را جهت مداوا به بيمارستان شهداي تجريش منتقل كنند. همچنين امدادگران كوهستان در بررسيهاي بعدي متوجه شدند: اين كوهنورد به دليل ناراحتي قلبي در ارتفاعات دچار مشكل شده و با از دست دادن كنترلش به پايين سقوط كرده است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 6:51  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
زرین قلم رفت |
|
|
زرین قلم کوهنوردی هم رفت ! فقدان تاثر انگیز و ضایعه تاسف بار درگذشت کوهنورد پیشکسوت زنده یاد ثارالله زرین قلم را به جامعه کوهنوردی کشور تسلیت می گویم . مراسم تشییع : یکشنبه ۱۶ مهر ماه ساعت ۹ صبح از مقابل منزل آنمرحوم به آدرس : خیابان دکتر شریعتی - ابتدای ظفر - روبروی بانک صادرات - کوچه بهروز - پلاک ۳۰ .
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 12:0  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
تودیع و معارفه |
|
|
تودیع ، معارفه و هم هوایی !! جلسه معارفه محمدحسين هوايي، سرپرست جديد فدراسيون كوهنوردي و توديع آقاجاني كه بيش از 20 سال در اين سمت فعاليت ميكرد، صبح پنجشنبه 13 مهرماه، در محل فدراسيون كوهنوردي و با حضور اعضاي كميتههاي مختلف فدراسيون برگزار شد. كيومرث هاشمي، رييس مجمع فدراسيون كوهنوردي و معاون سازمان تربيتبدني در ابتداي اين مراسم، تغييرات مديريتي را يك رويه ورزشي عنوان و تصريح كرد:«اين تغييرات مانند دوی امدادي هستند و ادامه دهندگان بايد راه گذشتگان را پيگيري و ارتقاء دهند.» وي افزود:«پس از خدماتي كه آقاجاني در فدراسيون با اعزامهاي بزرگ و صعودهاي موفقيتآميز در اين 20 سال تقبل كردند، تغييرات بديهي به نظر ميرسيد. تغييرات مديريتي بعد از گلايه ايشان از عدم حمايت سازمان تربيتبدني و اعتقادشان مبني بر مفيد نبودنشان در فدراسيون انجام گرفت و در اين راستا كسي انتخاب شد كه سالها در عرصه مديريتي و ورزشي فعال بود.» هاشمي با اعلام اينكه "هوايي" هماكنون معاون وزارت راه در امور استانها است ادامه داد:«اميدواريم «آقاجاني» در بخشهاي مختلف كه فعال هستند موفق باشند و تجربياتشان را در اختيار مديريت جديد قرار دهند، انتظار ميرود «هوايي» نيزبراي رشد مجموعه از تكتك پيشكسوتان اين رشته بهويژه «آقاجاني» استفاده كنند.»
وي گفت:«از زماني كه مديريت سازمان تربيتبدني فعاليت خود را آغاز كرد نداشتن برنامه جامع و كامل معضل اصلي فدراسيونها بود. به همين دليل تصميم براين شد فدراسيونها برنامه پنج ساله خود را اعلام كنند و برنامه عملياتي يكساله خود را ارايه دهند. اميدواريم مديريت جديد نيز ضمن استفاده از تجربيات آقاجاني، در مواردي كه نيازمند تغيير است فعاليتهاي لازم را انجام دهد.» رييس مجموع عمومي فدراسيون كوهنوردي گفت:«از امروز "هوايي" به طور رسمي به عنوان سرپرست فدراسيون فعاليت خود را آغاز مي كند و انتظار ميرود افراد حاضر در فدراسيون با اين برادر ارزشي همكاري كنند.» آقاجاني: سازمان تربيتبدني با فدراسيون مشكل داشت صادق آقاجاني كه بيش از دو دهه بر فدراسيون كوهنوردي رياست كرد، در ادامه اين مراسم خطاب به رييس جديد اين فدراسيون گفت:«آقاي هوايي، شما به فدراسيوني آمديد كه بخش زيادي از راههاي خودش را رفته است. روزي كه ما آمديم در انبار تنها دو سيمان وجود داشت؛ همكاران من در ساليان گذشته زحمات زيادي كشيدند و اگر نقصاني وجود داشت، به من باز ميگشت. آنچه به دست آمده نيز نتيجه همكاري همه افراد حتي منتقدان بود.» وي تصريح كرد:«صعود به هشت قله بيش از هشت هزار متري، برگزاري سه دوره مسابقه آسيايي در كشور، عضويت در اتحاديه آسيايي كوهنوردي و تصاحب رياست آن، عضويت در فدراسيون جهاني كوهنوردي از جمله موفقيتهاي فدراسيون كوهنوردي است.» آقاجاني انسجام در بخش آموزش، ساخت و ساز پناهگاهها و جانپناهها را نيز از موفقيتهاي تاريخ كوهنوردي ايران عنوان و اضافه كرد:«اميدواريم "هوايي" آن چوبي را كه دوي امدادي به آن رسانده، از اين به بعد با قدرت ادامه دهيد.» وي با اشاره به ضعف سازمان ميراثفرهنگي در توسعه گردشگري ورزشي و گشتهاي كوهستان تصريح كرد:«فدراسيون كوهنوردي گشتهاي كوهستان و راهنمايان كوهستان را فعال كرد، اما سازمان ميراثفرهنگي و گردشگري مريض است و به دليل اين بيماري كه حاد هم شده است، نتوانست از اين كارشناسان استفاده كند.» تعريف زنجيره خدمات اكوتوريستي با ساخت پناهگاه پلور، ونداربن، الوند و خراسان نيز از جمله فعاليتهاي فدراسيون بود كه آقاجاني در اين جلسه به آن اشاره كرد. به گفته وي، رشد سنگنوردي داخل سالن، هيماليانوردي و همكاري بخش خصوصي نيز از جمله اقدامات مثبت فدراسيون در سالهاي گذشته بود. آقاجاني در ادامه با بيان اينكه چشمان كوهنوردان به حركتهاي فدراسيون است، در مورد علل كنار رفتن خود از سرپرستي فدراسيون كوهنوردي گفت:«در ديماه سال 83 نامهاي به مهرعليزاده نوشته شد تا وي مجمع را برگزار كند. بعد از دو ماه حكم دادند كه صعود اورست را برگزار كنيم. بعد از اورست مجدد درخواست برگزاري مجمع را كرديم كه مخالفت شد و مسكوت ماند و ايشان تنها حكم سرپرستي دادند.» وي اضافه كرد:« با آمدن رياست جديد در فدراسيون كوهنوردي، در شهريور سال 84 دوباره درخواست مجمع كرديم، عليآبادي جمله اي به كار بردند كه مناسب نبود. در 18 ارديبهشت امسال دوباره درخواست برگزاري مجمع تكرار شد و حتي چند بار تلفني و حضوري اين درخواست تكرار شد، اما به نتيجه اي نرسيد تا اينكه در نهايت نامهاي به دفتر رياست سازمان فرستادم و در آن توضيح دادم باتوجه به برگزار نشدن مجمع و توجه نكردن سازمان تربيتبدني به اين ورزش در حالي كه مقام معظم رهبري بر آن تاكيد داشتند، امكان ادامه همكاري دور از شان قانوني است.» وي اضافه كرد:«آقاي عليآبادي همچنين از حضور دونفر از اعضاي هيات رئيسه به انگلستان اظهار ناراحتي كرده بودند، در حالي كه اين دو كه از اعضاي هيات رييسه فدراسيون بودند، براي سميناري به اين كشور رفته بودند و در صعود به اورست به تيم كمكهاي فراواني كرده بودند.» وي همچنين با اشاره به كارشكنيهاي سازمان تربيتبدني در ديدار فدراسيون كوهنوردي با مقام معظم رهبري اظهار داشت:«اميدواريم همه ما نهبراي خوش آمدن كسي، بلكه براي رضاي خدا و خون شهدا قدم پيش بگذاريم تا در دنياي واقعي روسفيد باشيم.» محمدحسين هوايي، رئيس جديد فدراسيون كوهنوردي نيز در اين مراسم با بيان اينكه از سنين كودكي كوهنوردي ميكرده است، گفت:«اين جلسه، جلسه خداحافظي آقاجاني نيست، بلكه انسجام مجدد است و كارهايي كه انجام گرفته بايد ادامه يابد. توانمنديهاي بالقوه و بالفعلي در همه زمينهها از جمله كوهنوردي در كشور ما وجود دارد و ما انتظار داريم به نحو احسنت از اين امكانات استفاده مطلوب را ببريم.» وي افزود:«اميدواريم با برنامهريزي و با بهرهگيري از تجربيات كارشناسان بتوانيم در راستاي توسعه اين ورزش در بخش هاي حرفهاي و تخصصي گام برداريم.» منبع : میراث خبر |
||
|
2
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 7:17  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
پل عجیب !
پل شیشه ای بر فراز کوه های گرند کانیون امریکا تصویر ایوان تمام شیشه ای "Skywalk" چندی پیش منتشر شد. این بالکن در لبه ی دره ی Grand در ارتفاع 1200 متری رودخانه ی Colorado ساخته خواهد شد.مدیر ارشد شرکت Grand Canyon Resort Corporation که قرار است این پل را در Hualapai ی امريكا بسازد می گوید: "Skywalk یک جاذبه بی همتا در دنیا است."
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 8:26  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
راهزنان دربند! |
|
|
هجوم سارقان به دو كوهپيماي جوان در ارتفاعات دربند ! اين در حالي بود كه سارقان به ربودن كيف دستي و كيف پول دو كوهپيما بسنده نكرده و براي آنكه مانع تعقيب و گريز از سوي مالباختگان شوند به سمت آنان سنگ پراني نيز كردند، از اين رو در جريان اين حادثه، زن جوان به شدت مجروح شد. با اعلام اين مصدوميت به امدادگران كوهستان هلال احمر بلافاصله اكيپ 6 نفرهاي به محل حادثه اعزام شده و زن جوان كه در نقاط مختلف بدن دچار جراحاتي شده بود را جهت مداوا به بيمارستان شهداي تجريش انتقال دادند. در اين حال دو سارق نيز پس از ارتكاب جرم و مضروب كردن دو جوان بلافاصله از محل متواري شدند.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 7:29  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
از وبلاگ اراکی ها |
|
|
تغییر در وبلاگ اراکی ها ( پیرو یک ایمیل و درخواست اصلاح ) به اطلاع می رساند وبلاگ کوهنوردی اراکی ها که پیش از این به نام گزارشات کوهنوردی در کوه نوشت معرفی شد به " کانون کوهنوردان اراک " تغییر نام داد . به آدرس : http://www.mountaineeringclub.blogfa.com/
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 7:21  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
ایران !
ایران زیبا ، بی هیچ شرحی ! دریاچه ای در مریوان - کردستان -عکس از : سایت کسوف |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:21  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
لوح فشرده آموزشی |
|
|
لوح فشرده آموزشی مفید
لوح فشرده آموزش سنگنوردی ، غارنوردی ، یخ نوردی و دروس تئوری ، دستور العمل ها و فرم ها بصورت مولتی مدیا توسط کمیته کوهنوردی فدراسیون تولید شده است ... با فدراسیون تماس ، تهیه و استفاده کنید .
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:8  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
معرفی کتاب |
|
|
«يخ نوردي و صعودهاي ترکيبي» را بيشتر بشناسيد
کتاب «يخ نوردي و صعود هاي ترکيبي، از مقدماتي تا پيشرفته» از سوي افشين يوسفي، يکي از کوهنوردان جوان کشورمان گردآوري، تاليف و روانه بازار شده است. میراث خبر ـ کتاب «يخ نوردي و صعود هاي ترکيبي، از مقدماتي تا پيشرفته» از سوي افشين يوسفي، يکي از کوهنوردان جوان کشورمان گردآوري، تاليف و روانه بازار شده است. اين کتاب تابستان امسال منتشر شده و در 220 صفحه سطح دانش يخ نوردي علاقه مندان را به سطوح جهاني مي رساند. اين کتاب در 12 فصل تنظيم شده که هر کدام گوشه اي از ورزش مهيج يخنوردي به حساب ميآيد. سطح اين کتاب هم در حدي است که علاقمندان يخنوردي بتوانند پس از گذراندن دورههاي مقدماتي سنگنوردي، يخ و برف و فراگيري اصول کارهاي فني، از پايه به اين رشته بپردازند و سطح دانش يخنوردي خود را به سطح بالاي يخنوردي در جهان برسانند. تاليف اين کتاب از سال 1383 آغاز شده و مخاطبان در آن با ساده ترين تا پيشرفته ترين تکنيکهاي يخنوردي آشنا خواهند شد. «يخنوردي و صعودهاي ترکيبي» در شمارگان هزار جلد و با قيمت دو هزار تومان منتشر شده است. دوستداران مطالعه اين کتاب مي توانند براي تهيه آن با گروه فرهنگي ققنوس پارس تماس بگيرند. افشين يوسفي از جمله کوهنوردان خلاق و صاحب انديشه است .هفت سال سابقه در اجرا و فعاليت تشکيلاتي در باشگاه کوهنوردي و اسکي دماوند به همراه کسب مقام هاي بالا در عرصه مسابقات يخنوردي کشور و رشد قابل ملاحظه در کيفيت و کميت برنامه هاي وي گواه اين مدعا است. افشين يوسفي ضمن تجربيات ارزنده در گزارش نويسي برنامه هاي شاخص خود با تدوين و ارايه اين کتاب به جامعه کوهنوردي ــ ورزشي ايران جايگاهي ويژه براي خود را باز مي نمايد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:51  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
حکم ها ! |
|
|
ابلاغ سرپرستی و صدور اولین حکم ! جناب آقای محمدحسین هوایی ترشیزی باستناد اختیارات ماده 10 اساسنامه فدراسیونهای ورزشی و با عنایت به کارآیی، تجربه و تعهد جناب عالی بموجب این ابلاغ به سمت سرپرست فدراسیون کوهنوردی منصوب می شوید. شایسته است با توجه به گرایش مردم به ورزش کوهنوردی و اهمیت آن در سلامتی جامعه، ضمن بهره گیری از تمامی ظرفیتهای موجود و تقویت هیئتهای استانها به اجرای برنامه های فدراسیون اهتمام جدی مبذول نمایید. انتظار دارم ضمن مبادرت به انجام وظایف محوله باتوجه به مفاد اساسنامه یاد شده حداکثر ظرف مدت شش ماه با هماهنگی مرکز توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای نسبت به تشکیل مجمع عمومی و انتخاب رئیس فدراسیون اقدام نمایید. توفیق روزافزون شما را از درگاه ایزد متعال مسئلت دارم. محمد علی آبادی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان
و این هم اولین حکم صادره سرپرست جدید :
جناب آقای محمدرضا کشاورز باتوجه به تعهد، تجارب و سوابق مفید جنابعالی، بموجب این ابلاغ بعنوان مشاور اینجانب در امور مربوط به فدراسیون، منصوب می شوید تا ضمن حضور در محل فدراسیون نسبت به بررسی امور و ارائه گزارش از روند فعالیتهای جاری به اینجانب اقدام فرمایید. امید است با اتکال به خداوند متعال، در راستای تحقق اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و در نظر گرفتن سیاستهای سازمان محترم تربیت بدنی و فدراسیون بر اساس ضوابط و مقررات جاری در انجام امور محوله موفق و موید باشید. محمدحسین هوایی ترشیزی سرپرست فدراسیون کوهنوردی
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:48  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
مرگ در دربند |
|
|
دربند، قربانگاه کوهنورد میانسال هموطن سلام : مرد 48 ساله ای، شنبه شب در حال بالارفتن از کوه بود که به علت نامشخصی به دره افتاد و بر اثر برخورد با صخره جان باخت . مرد 48 ساله ای بر اثر سقوط از کوه دربند جان باخت . این حادثه 15:47 دیروز از کلانتری دربند به آتش نشانی اعلام شد و بلافاصله نیروهای امداد و نجات 4 این سازمان اعزام شدند . بارانی - فرمانده امداد و نجات آتش نشانی - اظهار داشت :مرد 48 ساله ای به نام علی رضا مژده ای، شنبه شب در حال بالارفتن از کوه بود که به علت نامشخصی به دره افتاد و بر اثر برخورد با صخره جان باخت . وی افزود: چون حادثه در موقع تاریکی هوا شکل گرفت کسی متوجه موضوع آن نشد تا اینکه یکشنبه جنازه را کوهپیمایان دیدند و... |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:11  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
حکايت جمعههای سازمان ورزش و برکناریهای جالب !
این جمعه های ورزشی و صدور احکام مدیریت در سازمان تربیت بدنی هم حکایت جالبی پیدا کرده است. صادق آقاجانی یکی از زحمت کش ترین مدیران ورزشی کشور به واسطه ناراضی بودن از بی توجهی سازمان ورزش به رشته کوهنوردی از کار برکنار شد! شاید برکناری یک مدیر ورزشی و گذشتن از یک نام برای رئیس سازمان تربیت بدنی کار ساده ای باشد، اما آقاجانی و مدیران زحمت کشی ورزش مانند او تنها نام هایی برای اجرای فرامین نیستند، آنان در طول سال های زیادی با دست خالی و بدون ادعا رشته های درجا زده و فراموش شده ای را به جلو هدایت کرده اند که حالا در ایران مطرح و در دنیا موجب افتخار ایرانیان شده اند. آقاجانی یکی از مدیران مخلص و بی ادعای ورزش است که متاسفانه علاقه ای به بوق و کرنا و دور افتخار زدن با تلاش ورزشکاران ندارد. فدراسیون کوهنوردی را بدون هیچ امکانات مناسبی در اختیار گرفت و در طول 2 دهه اخیر همواره با برنامه ریزی و عشق و علاقه صعودهای داخلی و بین المللی را برنامه ریزی کرده است.
او در حوزه صعود اورست یکی از ایرانی های متخصص برای طراحی مسیر است و به معنی واقعی کوه و کوهنوردی را می شناسد، به لطف همین تجربه و مدیریت وی دو گروه از ورزشکاران مرد و زن کشورمان با برنامه ریزی مناسب موفق به صعود قله اورست شدند. گسترش رشته کوهنوردی در ایران سال های زیادی را می طلبید که با دست خالی میسر نبود، ولی این فدراسیون با مشکلات فراوان تنها به عشق ورزشکاران و انگیزه موجود در این خانواده ورزشی توانست در این سال ها به زندگی خود بدهد. اما امروز در قبال نیازهای واقعی این رشته و بی توجهی به افزایش بودجه ورزشی کشور تا 4000 میلیارد، بازهم باید به خاطر فقر یکی از رشته هایی که با توپوگرافی و جغرافیای کشور ما همسان بوده و در زندگی بومی مردم مناطق مختلف ریشه دارد، شاهد باشیم که موفق ترین مدیر خود را از دست می دهد. آیا به واقع سازمان تربیت بدنی به دنبال مدیران خودنمایی است که جام های فانتزی راه بیاندازند یا دنبال کلنگ زنی باشند؟ علی آبادی که خود مدیران کلنگ زن را به باد انتقاد می گیرد، آیا اندکی به عملکرد خود در حوزه ورزش دقت می کند یا نه ؟! امروز حذف چهره هایی مانند یزدانی خرم، خسروی وفا و آقاجانی با هر بهانه و شیوه های مختلف، با حذف روسای دیگر فدراسیون های ورزشی متفاوت است. این چهره ها با خون دل خوردن سال ها رشته هایی را زنده کرده اند که تا قبل از این کشورمان حرفی برای گفتن نداشت و موجب باز شدن دریچه های امید زیادی برای ورزشکاران این رشته ها شده است.
اما گویی چون امثال صادق آقاجانی، بوقچی نیستند و علاقه ای به کارهای درجه پایین عوامانه و تبلیغ برنامه های خود ندارند، باید بروند تا جا برای کسانی باز شود که این گونه هستند. برهم خوردن تعادل رفتاری مدیران متولی سازمان ورزش با بخش های مختلف حالتی را پیدا کرده که نشان می دهد، که ایشان به دلیل نداشتن تجربیات مناسب مدیریت در حوزه ورزش اولویت ها را نمی شناسند. چون اگر اولویت ها شناخته می شد، همان اول کاز به چهره های موفق مدیریت ورزشی در کشور نمی پرداختند و دنبال سنگربندی های جدید در این رشته های پرمخاطب و جذاب رسانه ای نبودند. آیا به واقع همه رشته های ورزشی در حالتی متوازن و توسعه گونه با هم حرکت می کنند که باید والیبال، کوهنوردی و کشتی با آنها همراه و هم مسیر شوند؟! مشکل امروز ورزش ما بازگشتن به فضای 20 سال پیش است، در سال هایی که تصمیم های غیر ورزشی چنان بلای جان ورزش شد که این قدرت بزرگ فرهنگی و اجتماعی تا سال 69 حالت مرده محتضری را داشت که نه خلاص می شد و نه شفا می گرفت. حالا هم دوباره در عصری که مدیران یکی از بزرگترین شرکت های اقماری سازمان تربیت بدنی براساس اعلام سازمان حسابرسی کل کشور، 700 میلیارد ریال را ضایع کرده و بدون رعایت قوانین اداری از رانت دولتی و قدرت خود سود برده اند، سازمان ورزش به جای بازسازی ساختار مدیریتی داخل سازمان ورزش در پی حضور روی صفحه روزنامه ها و مصاحبه های جذاب توسط روابط عمومی خود است. همین تفکر و احساسات غالب بر عقل، در ماجرای برکناری دادکان به ماجرای بزرگی تبدیل شده که به احتمال زیاد بابت لج و لجبازی آقایان فوتبال ایران متضرر می شود. چون در این مسیر نه کسی به حرف عقلا و کارشناسان ورزشی گوش می کند و نه طرفین حاضر هستند به خاطر منافع ملی کنار بیایند. در این مسیر توقعی از دادکان نیست، ولی آیا سازمان ورزش هم باید مصالح ملی را فدای لج و لجبازی با یک مدیر معزول کند؟! اگر سازمان تربیت بدنی بی توجه به گذشته و تاریخ ورزش ایران، بازهم در صدد اجرای برنامه هایی باشد که بخش غیر ورزشی آن بر بخش ورزشی آن غلبه دارد، باید منتظر اتفاقات جالب تر از این و حذف چهره های خادم بیشتری از ورزش ایران بود. در حالی که اندک نگاهی به گذشته ورزش ایران و شناخت اولویت ها می توانست از سال قبل تا امروز به جایی برسد که به خاطر تجهیز نبودن ورزشگاه های فوتبال مجبور نباشیم به خاطر مسابقه فوتبال مراسم روزه خواری راه بیاندازیم! اگر چنین بود، نباید 500 میلیون تومان هزینه بازسازی ورزشگاه از رده خارج و غیر استاندارد اهواز ضایع می شد. مهندس علی آبادی و همراهان ایشان اگر می خواهند به تجربیات موفق در زمینه مدیریت ورزشی و حتی عمران ورزشی دست یابند، حتما به تجربه موفق یونانی ها در برگزاری المپیک و ساخت و ساز زیربناها و امکانات پایه ای این بازی های بزرگ دقت کنند و اگر خواستند به شیوه های موفق مدیریتی در ورزش دسترسی پیدا کنند به برنامه جالب سازمان ورزش آلمان دقت کنند که برای برگزاری جام جهانی چند ورزشگاه جدید و مدرن را بدون هزینه کردن از بودجه عمومی این کشور ساخته است؟ اگر در این کشورها معجزه می شود، پس حداقل نگاهی به مدیریت در امارات و قطر و کویت بیاندازید تا حداقل دریابید که ادامه این مسیر به نابودی داشته های ورزش ما ختم می شود.
منبع : بازتاب |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:9  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
بد نگوئیم !
بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم !! عکس از : آرش |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:6  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
فقدان یک سنگنورد |
|
|
حسين طالبي مقدم، سنگنورد درگذشت حسين طالبيمقدم، سنگنورد برجسته همداني پس از يک دوره چند ساله دست و پنجه نرم کردن با بيماري سرطان، ششم مهرماه، رخت از جهان بر بست. میراث خبر -عباس محمدي : حسين طالبيمقدم سنگنورد برجسته همداني پس از يک دوره چند ساله دست و پنجه نرم کردن با بيماري سرطان، در صبح پنج شنبه ششم مهرماه، رخت از جهان بر بست. سه سال پس از آن که صعودهاي يک روزه و سريع روي ديواره شمالي علم کوه باب شد، «حسين» و چند نفري ديگر – که بيشتر همداني بودند – فصل ديگري را در تاريخ صعودهاي منطقه گشودند. اين گروه به باز کردن مسيرهاي نو روي ديواره در يک روز و صعود چند مسير در يک روز(!) پرداختند و رکوردهايي باقي گذاشتند که هنوز کسي به آنها نزديک نشده است. سال1367: مسير جديد روي ديواره شمالي علم کوه، از طاقچه قمقمه به بالا در يک روز (با محمود چوبريزان). صعود دو مسير فرانسوي و لهستاني در 12 ساعت ( با عليرضا رفتار همداني ). سال1368: مسير جديد روي ديواره شمالي علم کوه از طاقچه قمقمه به بالا – در سمت چپ مسير سال گذشته – در زمان کل 11 ساعت ( 16 مرداد، با حسن نجاتيان ). صعود سه مسير فرانسوي، لهستاني و هاريروست در زمان 12 ساعت (9 مرداد، با حسن نجاتيان ). حسين کارهاي زيادي بر ديوارههاي بيستون، علم کوه و ديوارههاي همدان انجام داده است، همچنين فعاليتهاي در خور توجهي در اداره گروههاي کوهنوردي و تربيت سنگنوردان جوان داشته است. اکنون من اطلاع دقيقي از کارنامهي او ندارم، فقط از چند کار او که در سال هاي 1367 و 1368 شاهدش بودهام ياد ميکنم. همين چند کار هم کافي است که نام حسين طالبي مقدم را در کوهنوردي ايران ماندگار کند . روحش شاد ، یادش گرامی
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:34  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
خبر صعود قلابی ! |
|
|
صعودی که انجام نشد و گفتند شد !!
چندی پیش به تاریخ 85/06/12خبری در رسانه ها از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران با این عنوان منتشر شد ؛ ایرنا: بانوان كوهنورد دانشگاه آزاد قله موستاک آتا هيماليا را فتح كردند که درهمین کوه نوشت هم پست شد . مطلع شدیم خبراین صعود توسط افراد مطلع تکذیب شده و سرانجام گزارشی دریافت کردیم که در ذیل ازنظر می گذرانید :
گزارشی در ارتباط با عدم صعود قله موستاک آتا( 7546 متر) در سال 1385 توسط محسن نوری(مربی پیشکسوت کوهنوردی رونوشت : - فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران - جناب آقای دکتر جاسبی ریاست محترم دانشگاه آزاد جمهوری اسلامی ایران - فصلنامه محترم کوه - هیئت کوهنوردی استان تهران - انجمن کوهنوردی در ساعت 20 روز 27/5/85 تیم شرکت کوهنوردی آذر کوه متشکل از 1- مسعود آقابالائی مدیر شرکت آذر کوه و سرپرست تیم(تبریز) 2- مرتضی مقیمی اسکویی (تبریز) 3- محسن نوری (تهران) 4- محمد رضا احسانی (همدان) 5- نسرین نعمتی(ملایر) 6- نسیم ویشلقی(تهران) (سه نفر اخیر با هزینه دانشگاه آزاد در این برنامه شرکت کردند) وارد کمپ اصلی (4200 متر) موستاک آتا شدیم و این تاریخ بسیار دیر برای صعود این قله می باشد و متأسفانه تیم ما 5 روز مانده به شهریور وارد کمپ اصلی شد در شرایطی که تیم های بسیاری در حال ترک منطقه بودند. در تاریخ 9/6 که تیم ما بلحاظ سرمای زیاد بدون نتیجه منطقه را ترک کرد ، فقط تیم همدان و یک تیم دو نفره اسکی باز کرواسی در منطقه بودند . از چند روز قبل، آبهای جاری منطقه یخ زده بود. تیم همدان هم بعد برقراری از کمپ دو، چند روز بعد از این تاریخ منطقه را ترک کرده . بهر حال چون دیر وارد منطقه شدیم ، از روز بعد شروع به بارگذاری نمودیم تا روز 29/5 جمعا" حدود 200 کیلو بار به کمپ یک انتقال دادیم. روز 30/5 تیم همدان شامل 11آقا و 5 خانم در حالیکه آقای رئوفی رئیس هیئت کوهنوردی آن استان آنها را همراهی می کرد وارد کمپ اصلی موستاک آتا شدند. آنها هم از روز بعد قصد بارگذاری در کمپ های بالا را دارند. تیم ما در تاریخ 3/6 کمپ سه(6800 متر) را برپا کرد. بلحاظ عدم هم هوایی کافی ، آقای اسکویی تا نیمه راه کمپ 2 به 3 آمد و خانم ویشلقی در کمپ دو مانده پس از آن بلحاظ هم هوایی بهتر و رفع سردرد تصمیم گرفتم به کمپ اصلی باز گردم. در این بازگشت آقای مسعود آقابالائی و خانم ویشلقی با من همراه شدند. در تاریخ 4/6 آقایان اسکویی ، احسانی و خانم نعمتی به قصد صعود در کمپ سه مستقر شدند. از کمپ یک به بعد یک تیم 7 نفره اسکی باز فرانسوی همزمان با ما در کمپهای بالا ، اقدام به هم هوایی و برقراری کمپهای خود می نمودند. امروز قرار است تیم کمپ سه بطرف قله حرکت کند. در ساعت 10 صبح مورخ 5/6/85 آقابالائی با احسانی با بی سیم صحبت می کنند. احسانی می گوید هوا بسیار سرد است و ما هنوز در کیسه خواب هستیم. در ساعت 12 احسانی می گوید ما ساعت 30/11 حرکت کردیم و الان بالای کمپ سه هستیم. هوا بسیار سرد با حجم برف زیاد و حرکت به کندی صورت می گیرد. در تماس سـاعت 14 احسـانی می گـوید ، ما تقریبا" 7000 متر را رد کرده ایم، هوا گرفته و بسیار سرد است برف کوبی بسیار مشکل است. ممکن است بچه ها سرما زده شوند. ممکن است برگردیم بچه ها عقب هستند. نیم ساعت دیگر تماس بگیرید تا آنها برسند و پس از هماهنگی نتیجه را به شما خواهیم گفت. ساعت 30/14 احسانی به آقا بالائی پشت بی سیم چنین می گوید : اگر شما حکم صعود قله فرعی موستاک آتا را برای ما می گیرید ، ما بر می گردیم . سپس آقای اسکویی نیز به زبان آذری همین مطالب را به آقابالائی می گوید. آقای آقابالائی جهت حفظ سلامتی آنها جواب مثبت می دهد و احسانی می گوید ما برمی گردیم. پس از پایان مکالمه آقای آقابالائی می گوید این قله ، قله فرعی ندارد و هیچ تشکیلاتی چنن ادعائی را قبول نمی کند. من صرفا" برای سلامتی آنها جواب مثبت دادم و نمی توانم با گفتن چنین دروغی با آبروی خودم بازی کنم. در همین زمان تیم اسکی باز فرانسوی در همان ارتفاع شاهد بازگشت تیم 3 نفره ایرانی بود و در گفتگوئی که بعدا" با ما و سرپرست تیم همدان نمودند ، اذعان داشتند که تیم آنها و تیم ایران هر دو از ارتفاع تقریبی 7100 متر بازگشتند. آقای اسکویی که جزء آن سه نفر بود در تاریخ 17/6 در مورد روز حرکت بطرف قله (5/6) چنین برایم تعریف کردد: تقریبا" ساعت 30/11 از کمپ سه بطرف بالا حرکت کردیم. پس از مدتی – برف کوبی در شرایطی که برف تا کمر میرسید و بسیار سرد بود، احسانی به من گفت: خسته شده ام تو برو جلو برف کوبی کن. من مدتی برف کوبی کردم بسیار سرد بود و در پاهایم احساس سرما می کرم، خسته شده بودم . احسانی به من گفت : چرا یواش میروی، تندتر برو. به او گفتم: تندتر از این نمی توانم بروم. اگر شما تندتر میروی ، برو جلو سپس احسانی جلو رفت، خسته شده بودیم ، سرما بیداد می کرد. من و نعمتی عقب مانده بودیم وقتی به احسانی رسیدیم با یکدیگر صحبت کردیم و تصمیم به بازگشت گرفتیم. سپس با آقابالائی با بی سیم صحبت کردیم، قرار شد ایشان برای ما حکم صعود قله فرعی را بگیرد. من و نعمتی بطرف کمپ سه راه افتادیم. احسانی گفت من میروم قله و از ما جدا شد. پس از مدتی از پشت ، سر و صدائی شنیدیم، برگشتیم ، دیدیم احسانی می آید. وقتی به ما رسید ، گفت : خیلی سرد است، گویا پاهایم را سرما زده است ، ترجیح دادم برگردم. سپس گفت من تا ارتفاع 7040 متر رفتم و شما تا ارتفاع 7010 متر. سپس هر سه بطرف ماشین حرکت کردیم، تیم اسکی باز فرانسوی هم از همان ارتفاع برگشتند. از آنجائیکه آنها موفق به صود نشده بودند وسایل زیر را در کمپ سه جا گذاشتند تا در تلاش بعدی دوباره کوله کشی نکنند. دو تخته چادر ، کیسه خواب ، زیرانداز، دو جفت گرامپون، یک جفت بی سیم موتورولا، دوربین عکاسی ، دوربین فیلمبرداری ، جی – پی – اس ، باطری اضافه بی سیم، چراغ خوارک پزی ، و . . . (البته چهار روزبعد این وسایل به کمپ اصلی منتقل شد) در تماس ساعت 12 روز بعد 6/6/85 آقابالائی از احسانی می پرسد چه موقع بطرف کمپ اصلی حرکت می کنند. احسانی می گوید: ما به کمپ اصلی نمی آئیم، چون اینکـار بغیر از خستـه کردن خودمـان فایده دیگری ندارد. ما در همین جا استراحت می کنیم. تا پس از مناسب شدن شرایطمان بطرف کمپ سه و قله حرکت کنیم و . . . تماس ساعت 14 برقرار نمی شود . در تماس ساعت 16 احسانی می گوید که ما به طرف کمپ اصلی بر می گردیم. چون احسانی و نعمتی گرامپون های خود را برای تلاش مجدد در کمپ سه جا گذاشته بودند و بدون گرامپون حرکت می کردند، ناگهان احسانی در بالای کمپ یک بدون شکافی سقوط می کند که کوله پشتی اش او را نگه می دارد. وقتی به کمپ اصلی می رسند احسانی و نعمتی طوری وانمود می کنند که قله را صعود کرده اند. از عدم تماس آنها در بین ساعت 12 الی 16 اینطور استنباط می شود که آنها در حال هماهنگی و تبائی کردن بودند تا به نوعی تلاششان را مثبت جلوه دهند. در صورتیکه تمام مکالمات آنها، اظهارات آقای اسکویی (نفر سومی که همراه آنها بود) در خصوص اتفاقاتی که در بالای کمپ سه رخ داد ، اظهارات اسکی بازان فرانسوی ، همگی نشانگر عدم صعود آنها به قله است . با توجه به اینکه در تاریخ 31/5/85 دواسکی باز چک و لهستان ساعت 7 صبح از کمپ سه حرکت و ساعت 12/30 به قله می رسند یعنی در عرض 5/5 ساعت حال این سه نفر دوستان عزیر که ساعت 11/30 حرکت و ساعت 30/14 بازگشته اند چگونه در عرض 3 ساعت به قله رسیده اند. متأسفانه آنها از منطقه بوسیله اس – ام – اس به تربیت بدنی دانشگاه ( این مرکز دانش و اندیشه ) گزارش صعود کذب می دهند و آنجا هم متأسفانه خبر را به ایرنا گزارش می کنند.
البته بی شمـار هستند کوهنوردانی که بسیـار زیبا کوهنودی می کنند و اگر به هدفشان هم نرسند از تلاششان راضی هستند و با تمام شجاعت و جوانمردی و صداقت ، اعلام می دارند که ما از فلان ارتفاع برگشتیم اینگونه افراد صرفا" بخاطر دیپلم صعود تلاش نمی کنند. آنها تلاش می کنند تا از تلاششان بسیار چیزها بیاموزند تا به دیگران انتقال دهند. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:21  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
رييس كميتهي هيماليانوردي فدراسيون كوهنوردي: بايد به مديريت جديد فرصت داد
اقبال افلاكي بايد به مديريت جديد فدراسيون فرصت داد تا تواناييهايش را نشان دهد. رييس كميتههاي هيماليانوردي و صعودهاي ورزشي (سنگنوردي داخل سالن) فدراسيون كوهنوردي و سرمربي تيم ملي در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)، اظهار كرد: هيچ شناختي از محمدحسين هوايي سرپرست جديد فدراسيون ندارم. تنها ميدانم كه در دورهي گذشته انتخابات فدراسيون جزء كانديداها و مدت كوتاهي هم عضو هيات رييسه فدراسيون بود. سياست مديريتي او با آقاجاني متفاوت است و بايد فرصت داد تا تواناييهايش را نشان دهد.
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 6:59  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کشف جسد در دارآباد |
|
|
جسد كوهنورد 67 ساله پس از 4 ماه كشف شد بقاياي جسد كوهنورد 67 ساله پس از 4 ماه در كوههاي دارآباد تهران كشف شد. جعفري جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با اعلام اين خبر افزود: 4 ماه قبل خانواده مرد 67 سالهاي با مراجعه به دادسرا اعلام كردند حسين هنگامي كه براي كوهنوردي به كوههاي دارآباد تهران رفته بود به طرز مشكوكي ناپديد شده است. وي ادامه داد: بعد از طرح اين شكايت به دليل اينكه ماموران احتمال ميدادند مرد 67 ساله دچار سانحه شده باشد اقدام به جستجوي محل كردند اما هيچ ردي از او بدست نيامد. جعفري افزود: پس از گذشت4 ماه از حادثه صبح امروز خانواده حسين با مراجعه به كلانتري 164 قائم مدعي شدند بقاياي جسد او را در كوههاي دارآباد پيدا كردند. جسد مرد 67ساله متلاشي شده بود و خانواده او از روي لباسهايش توانستند هويت او را شناسايي كنند. جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران خاطر نشان كرد: هم اكنون جسد با دستور بازپرس كشيك قتل تهران به پزشكي قانوني منتقل شده است. منبع : فارس |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 6:56  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
هوایی بی هوا آمد !
مهندس هوایی سرپرست جدید فدراسیون کوهنوردی عصر دیروز نزدیک افطار سرزده و بدون تشریفات خاصی به فدراسیون کوهنوردی آمد ، فدراسیون هم مبهوت و خلوت بود او بعد از یک ساعتی گفتگو و آشنایی رفت ... تا بعد !
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 8:26  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نقدها و نظرها |
|
|
آقاجاني پس از كنارهگيري از فدراسيون كوهنوردي: استعفا ندادهام رييس سازمان به كوهنوردي بيتفاوت بود
صادق آقاجاني پس از كنار رفتن از رياست فدراسيون كوهنوردي گفت: متاسفانه عليآبادي, رييس سازمان تربيتبدني به اين رشته بيتفاوت بود و در حق اهالي آن كمتوجهي و كم لطفي كرد. جمعه طي حكمي از سوي معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيتبدني ، محمد حسين هوايي به سمت سرپرست جديد فدراسيون كوهنوردي منصوب شد و صادق آقاجاني پس از 23 سال از سمت مديريت فدراسيون كنار رفت. سرپرست سابق فدراسيون كوهنوردي در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)، اظهار كرد: عليرغم اخباري كه منتشر شده من نه استعفا دادهام و نه بركنار شدم, بلكه بنا به صلاحديد خودم از اين سمت كنارهگيري كردم. با توجه به اين كه مدت زيادي مجمع عمومي اين فدراسيون براي انتحاب رييس برگزار نشده بود، اين تصميم را گرفتم. وي افزود: بارها به عليآبادي نامه نوشتم و اين موضوع را اطلاع دادم. همچنين دو طرح در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري در مورد توسعهي ورزش كوهنوردي به سازمان ارايه كردم؛ اما, متاسفانه رييس سازمان تربيتبدني كاملا به اين رشته بيتفاوت و به اهالي آن كم توجه و كم لطف هستند. سرپرست پيشين فدراسيون كوهنوردي ادامه داد: نكتهي جالبتر اين است كه مهندس عليآبادي در جلسهي مسوولان رشتهي كوهنوردي با مقام معظم رهبري حضور داشته و موارد مطروحه توسط ايشان را شنيد؛ ولي, هيچ ترتيب اثري نداد.
آقاجاني با تاكيد بر اين كه مهندس عليآبادي نميتواند ادعا كند كه نامهها به دستشان نرسيده است خاطرنشان كرد: بيست و دوم مردادماه نامهاي كه كپي آن ضميمه بود به دفتر ايشان فرستادم و گفتم كه چنانچه به نامهها و موارد گفته شده در آن ترتيب اثر ندهند، ديگر به فدراسيون نميروم، در پي جواب ندادن وي بود كه من نيز از اوايل شهريورماه ديگر به فدراسيون نرفتم. وي به خبرنگار ايسنا گفت: شايد وي مشكل شخصي با من داشت؛ ولي, من هيچ مسالهاي با وي نداشتم. البته عليآبادي ميتوانست با توجه به سمتي كه دارد، از ما بازخواست كند؛ اما، وي به وظيفهي خود كه برگزاري مجمع بود عمل نكرد. رييس سابق فدراسيون كوهنوردي تصريح كرد: اميدوار بوديم كه وي به عنوان رييس سازمان تربيت بدني شعار انجام فعاليتهاي ارزشي دولت را عملي و حقوق مجمع را رعايت ميكرد؛ اما, وي كوچكترين اقدامي در اين زمينه نكرد. شايد از جانب وي مشكلي در راه برگزاري مجمع وجود داشت كه آن را برگزار نميكردند. حتي در مرحلهي اول پنج نفر ثبت نام كردند كه زمان انتخابات چندين بار به تعويق افتاد. اين نشان ميدهد كه رييس سازمان تربيت بدني نظري روي اين فدراسيون داشت. آقاجاني در پايان گفت: از جمعه شب علاقهمندان كوهنوردي و روساي هياتها به طور مستمر با من تماس گرفتهاند، ولي گفتهام كه به اعتلاي اين ورزش فكر كنند، نه به فرد خاص. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 8:11  توسط حسين رضايی |
|
||













عكس:كوه نوشت








آخرین مصاحبه!
اولین مصاحبه 












