تبليغاتX
کوه نوشت
بازخوردها و ارائه نظرات در خصوص کوه نوردی ، ارتباطات ، رسانه و موضوعات اجتماعی ( رويکرد شخصی )

هوا گو !

هوا گو !    

     ( براي اطلاع از وضعيت آب و هوايي كشور به روی اين آدرس کليک کنيد )

                                  http://www.weather.ir/farsi/index.asp

و  يا هوا گوی  : ۱۳۴

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 18:5  توسط حسين رضايی | 

شبکه 3 ، لوتسه

شبکه  ، لوتسه

 

چهارشنبه 30 دی ماه  ساعت  15/22 گزارش صعود تیم ملی کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران به قله لوتسه

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 9:22  توسط حسين رضايی | 

کنفرانس بين المللی روابط عمومی

کنفرانس بين المللی روابط عمومی

 

 

قابل توجه  علاقمندان به روابط عمومی ، ارتباطات ، روزنامه نگاری ،

 تبليغات ، علوم رسانه ای و چند رسانه ای :

 

 اولين کنفرانس بين المللی روابط عمومی در ايران از 6 لغايت 8 بهمن ماه

در سالن همايش های صدا و سيما برگزار می شود .

برای کسب اطلاعات بيشتر می توانيد به سايت http://www.icpr.ir/ مراجعه نمائيد .

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1383ساعت 7:38  توسط حسين رضايی | 

انتقاد از انتقاد
انتقاد    از    ان ت ق ا د

همه اين رو دوست دارن دروغ چرا خودم هم بدم نمياد
انتقاد كردن از ديگران و شكايت كردن از زندگي احساس خوبي به آدم ميده
با انتقاد از ديگران آدم احساس برتري ميكنه و فكر ميكنه كه بالاتر از اوناست
اين براي نفس آدم خيلي ارضا كننده است
داستاني از تورگينف رو براتون مينويسم كه به موضوع بي ربط نيست :
تو يه روستا
مرد جواني خيلي ناراحته
چون تمام مردم روستا فكر ميكنن كه اون دانا نيست
يك روز مرد حكيمي از اون روستا ميگذره
مرد جوان ميره پيش اون حكيم و بهش ميگه :
به من كمك كنيد!من بيست و چهار ساعته مورد سرزنش هستم
هر كاري كه بكنم از من انتقاد ميكنند
حتي اگر كاري هم نكنم باز هم از من انتقاد ميكنند
اگر حرف بزنم مرا سرزنش ميكننداگر حرف نزنم باز هم مرا سرزنش ميكنند
نميدانم چاره چيست؟
مرد حكيم گفت:
نگران نباش و در گوش او نجوايي كرد و رازي را به او گفت
و گفت كه يك ماه بعد باز ميگردد تا نتيجه را ببينم
مرد جوان به بازار رفت و فرمول مرد حكيم را به كار بست
مردي گفت چه غروب زيبايي است!
مرد جوان گفت چه چيزي در آن زيباست؟
اثبات كن چه چيز زيبايي در آن هست؟
مردي كه گفته بود چه غروب زيبايي است يكه خورد چون آن غروب زيبا بود
ولي او نميتوانست اثبات كند بنابر اين ساكت ماند و همه گفتند كه عجب ،
ما فكر ميكرديم كه اين مرد نادان است در حالي كه او يك روشنفكر بزرگ است.
فرمول آن مرد حكيم اين بود كه از هر چيزي انتقاد كن ...
به سراسر دهكده برو و تماشا كن و هرگاه كسي چيزي گفت و كاري كرد
از آن انتقاد كن...مخصوصا از چيزهايي انتقاد كن كه مردم آن را مسلم ميدانند
و كسي در آنها ترديدي ندارد...
مثلا اگر كسي از عشق گفت
بپرس كه عشق چيست؟ و كجاست؟ و او در جوابت خواهد گفت كه عشق
در قلب است به او بگو نه چيزي در قلب نيست...ميتواني از يك جراح بپرسي
كه چيزي مثل عشق در قلب وجود ندارد
قلب فقط يك دستگاه گردش خون است كه خون را پمپ مي زند
خون تميز را به رگها مي رساند و چه ربطي به عشق دارد؟
گذشت و گذشت تا اينكه مرد حكيم به روستا بازگشت و ديد كه آن مرد جوان
خود مردي حكيم شده است!
او پاي مرد حكيم را بوسيد و گفت تو خيلي بزرگي ... آن پند كار خودش را كرد
و الان تمام مردم فكر ميكنند كه من مردي خردمندم
پيرمرد گفت فقط يك چيز را به خاطر داشته باش و آن اينكه
هيچ چيز را خودت اعلام نكن تا كسي نتواند از تو انتقاد كند
بگذار تا ديگران بگويند
تو فقط انتقاد و شكايت كن و هميشه حالت حمله داشته باش
هرگز در موضع دفاعي نباش
حمله كن ، هجوم ببر و شكايت كن و آن موقع تمام اين مردم تو را خواهند پرستيد.
و آن مرد جوان يك مرد خردمند و حكيم شد
داستان تموم شد ولي به نظر مي ياد براي انتقاد يك طرفه و شكايت به هوش و زكاوت زياد نيازي نيست
روانشناسي پشتش هم اينه كه اين آسون ترين راهه
ارزون ترين راه براي اينكه اثبات كني ( منظورم خودم هستم به كسي بر نخوره ) يه فرد ويژه هستي و بيشتر ميدوني
ولي در واقع فقط اثبات ميكني كه همون جوانك داستان توگينف هستي و نه هيچكس ديگه!
اگر قبل از انتقاد از همه طرف و از تمام جهت هاي ممكن به واقعيت نگاه كني تعجب ميكني ، چون مواردي كه ميشه ازشون انتقاد و شكايت كرد خيلي كمه
هيچكس زحمت تحسين چيزاي خوب رو به خودش نميده
اين چيزاي خوب تو ديگران هم هست ولي هيچكس حاضر نيست كمك كنه تا اون كيفياتِ خوب ، رشد كنن
همه ميترسن از اينكه اگر همه رشد كنن پس خودشون چي؟
ولي براي اينكه واقعا منتقد باشيم البته به معني مثبت و مفيد منتقد...
براي اينكه واقعا منتقد باشيم بايد منصف و پر از عشق و محبت باشيم
اون موقع ديگه اسم كارما انتقاد نيست ، دشمني هم نيست و فقط يه توصيه ي دوستانه است كه از سر همدرديه
و اگر به اندازه كافي باهوش باشيم (البته بهتره بگم شرط لازم و نه كافي)
ميتونيم طوري تحسين كنيم كه هر چيزي كه قراره مورد انتقاد قرار بگيره بدون اينكه گفته بشه درك بشه (بشه = بشود!)
اميدوارم اول اول خودم و همه كساني كه در مورد هر مطلبي انتقاد مي كنن ( خصوصا از من سراپا خطا ) حداقل آخر مطالبشون يه راهكار خوب لااقل به جهت همدردي ارائه بدهند. در مورد كوهنوردي كشور  و پيشرفت و توسعه آن هم كه چه بهتر ؟ !‌

نه توصيه نه تذكر ، شايد درد و دل

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1383ساعت 20:34  توسط حسين رضايی | 

شبکه کوهنوردان ايران

حسنی ها و اقدامی پسنديده

ميثم حسنی ها وبلاگ http://climbing.blogfa.com/ را افتتاح کرد .

 اين وبلاگ به صورت موقتی جهت نظر سنجی در خصوص راه اندازی سايتی در زمينه کوهنوردی و مسائل مرتبط با آن می باشد.

عنوان سايت هم " شبکه کوهنوردان ايران" خواهد بود.

سايت شبکه کوهنوردان ايران٬ سايتی است مختص همه کوهنوردان و گروهها و باشگاههای کوهنوردی.
برنامه اوليه آن هم شامل دو محدوده می باشد٬ يکی گروهها و باشگاهها که از اعضای خود تشکيل گرديده و دومين محدوده مربوط به افراد فعال در کوهنوردی و مسائل مربوط به آن می باشد که عضو گروه يا باشگاهی نيستند.

برای حسنی ها آرزوی موفقيت دارم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1383ساعت 9:22  توسط حسين رضايی | 

طنز باباكوهي 3

اشك  و بشكن

 

گفت : از اين مطلب زرد و زاري كه نوشتي و به خيلي ها بر خورده ، ما نفهميديم خوشحال باشيم كه مطبوعات راجع به كوهنوردي مطلب مي نويسند يا ناراحت باشيم كه نمي نويسند .

باباكوهي :  بستگي داره از تيم ملي خط خورده باشي يا نه

گفت : اگه اصلا با تيم ملي كاري نداشته باشم چطور؟!

باباكوهي : شخصي با يك دست بشكن ميزد و بادست ديگه به پيشاني خود مي كوبيد و گريه مي كرد پرسيدند اين چه حالتي است ؟ يارو گفت : هم پسر عموي همسرم فوت كرده و هم پسر عموي خودم مراسم عروسي داره !

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1383ساعت 8:56  توسط حسين رضايی | 

اسكي با شمشكي

4 سال ديگر ‍، اسكي با شمشكي  !


پنج شنبه –24 دي ماه انتخابات فدراسيون اسكي انجام شد و عيسي ساوه شمشكي با 25 راي موافق ازمجموع  28 راي ،‌ براي چهار سال ديگر به سمت رئيس اين فدراسيون انتخاب گرديد .محمد باقر پسران ، سيف الله بلوكات ، افسانه شمشكي و عباس خزايي از ديگر نامزدهاي احراز اين پست بودند . گفتني است : مرتضي ناطق نوري نيز يكي از نامزدهاي اين مسئوليت بود كه  18  دي ماه از كانديداتوري خود انصراف داد. 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 22:27  توسط حسين رضايی | 

روايت سربلند1

اسکات با اورست

روزي از زنده ياد محمد اوراز خواستم بر روي يك كارت پستال كه مزين به عكس قله دماوند بود جمله اي را به يادگار بنويسد ، چنين نوشت :
قبل از عزيمت به هيماليا ( براي صعود به لوتسه )  يك روز داشتم در سالن بدنسازي ،‌حركت اسكات انجام مي دادم ، دوستي از من پرسيد خيلي ساكتي ، به چي فكر مكني ؟ گفتم : داشتم دوباره به اورست صعود مي كردم .

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 21:54  توسط حسين رضايی | 

كوهنورد برتر ؟

خوانندگان گرامی لطفا در مورد کوهنورد و سنگنورد برتر سال جاری نظر بدهید .

در این رابطه پائین همین صفحه نظرات دیگران نیز موجود است

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 12:39  توسط حسين رضايی | 

Yellow Journalism ?!

Yellow Journalism ?!

 

بعد از اظهار نظر اخیر جناب بابا کوهی ( مطبوعات زرد )  که قبلا اشاره کرده بودم ، با زبان تند و نیش دار طنز، نسبت به مقولات کوه و کوهنوردی و غیره و ذالک در بلاگ کوه نوشت مطلالبش درج می شود ، عده ای از دوستان دور و نزدیک نسبت به واژه مطبوعات زرد ابهام داشتند که جهت اطلاع خوانندگان عزیز مطلبی کوتاه در این باره می نویسم . از طرفی هویت بابا کوهی و اینکه کیست و کجاست و آیا اصلا لایق عنوان بابا کوهی است ، نیز مورد سئوال دوستان عزیز است که از خود او سوال کردم و او پاسخ داد :

چه حاجت بداني كه من كيستم            و يا در همه عمر چون زيستم

تو غاليه مويي ز ما در گذر              كه من پنبه موي خود ريستم

مرا چون غبار ره خويش گذر           چو برخاستم از ميان نيستم

شگفتي مدار از ره و رسم ما            نباشم چو شيداي تو چيستم

 

 ضمنا باباكوهي فقط اسم اين باباست ، نه داعیه بابایی دارد نه داعیه کوهنوردی

 و اما نشریات زرد:

واژه «نشریات زرد» یا به اصطلاح وسیعتر آن «روزنامه‌نگاری زرد» یعنی Yellow Journalism ریشه در تاریخ آمریکا و دعوای دو روزنامه‌نگار آمریکایی به نامهای William Randolph Hearst و Joseph Pulitzer دارد.
بحث اینها در اواخر قرن ۱۹ بر سر این بود که چکار کنند که
Circulation یا فروش روزنامه‌شان در آمریکا بیشتر بشود. در آن موقع علاوه بر اخبار و مطالب دیگری که در روزنامه چاپ می‌کردند، داستانهای مصوری به نام کمیک‌استریپ در روزنامه چاپ می‌کردند که یکی از معروفترین آنها داستانی بود به نام Yellow Kid يا بچه زرد.

در یکی از این روزنامه ها یکی از کاریکاتورریستها داستانی را شروع کرد. بچه ای که لباس زردی بر تن داشت و وقتی می‌خواست جواب بدهد بجای اینکه حرف بزند روی پیراهنش نوشته می‌شد. این پیراهن شبیه لباس‌های خواب شب بود و زبان بچه هم یک زبان رسمی نبود. به اصطلاح انگلیسی‌ها یک زبان آرگو یا به اصطلاح خودمان «داش مشتی» بود. عامیانه مثل چیزی که در سریال‌های نقطه‌چین و پاورچین می‌بینیم، در واقع زبانی که از عامه مردم گرفته شده. کاریکاتوریست این روزنامه به روزنامه‌ی دیگر منتقل شد و این دو روزنامه دو داستان را بصورت موازی ادامه دادند. بعدا این بحث پیش آمد که چطور می‌توانند گردش و فروش روزنامه را بالا ببرند.
اصطلاح
Yellow Pape یا Yellow Journalism یا مطبوعات زرد از همین رنگ زرد این داستان گرفته شده است. بعدها به هر دو این روزنامه‌ها، روزنامه‌های زرد اطلاق شد.
آن زمان جنگ آمریکا-اسپانیا هم مطرح شد. این روزنامه‌ها شروع کردند راجع به اسپانیا چیزهایی را نوشتن که چطوری دارند آماده می‌شوند و وضع آنان چگونه است و ملت آمریکا را تهیج کردند برای مبارزه با اسپانیا. به اصطلاح راست و دروغ را به هم بافتند. این قضیه به جنگ کوبا هم کشیده شد. این دو روزنامه در سوق دادن مردم به جنگ با کوبا و نگرش منفی مردم آمریکا نسبت به کوبا تاثیر مستقیمی داشتند. بعدها مشخص شد که اینها اصلا واقعیات را نمی‌گویند و اینها بر اساس شایعات، بر اساس غلو و بر اساس برانگیختن احساسات مردم عمل می‌کنند. از همین‌جا بحث «روزنامه‌نگاری زرد» سر زبان‌ها افتاد.

 حالا کدام نشریات ما زردند وکدام نیستند بر می گردد به نحوه برداختن به مطالب و اخبار

و اینکه باباکوهی گفته مطبوعات زرد شاید فقط وفقط منظورش رنگ زرد کاغذشان بوده؟!!!!( به نقل از خودباباکوهی )

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 11:19  توسط حسين رضايی | 

طنز باباكوهي2
مطبوعات زرد

گفت : بابا كوهي مژده بده كه كم توجهي مطبوعات به كوهنوردي ديگه كم كم تموم شده  .
بابا كوهي : اولا كم توجهي نه پسر جان بي توجهي بعدش مگه چي شده ؟
گفت : خوب تازگي ها راجع به كوهنوردي هي دارن تو روزنامه ها مطلب مي نويسند !
بابا كوهي : مثلاَ چه مطلبي ؟‌!
گفت : راجع به همين حادثه گاشربروم ، مرگ اوراز يا اخيرا يكي از روزنا مه ها نيم صفحه به مصاحبه يك ايراني مقيم آمريكا كه اورست رو صعود كرده مطلب نوشته
باباكوهي : خوب اولا كه اين بابا خيلي اونور آبه دويما اين مطبوعات زردي كه مي گي تا مثلا تو تيم ملي واتر پولو كسي غرق نشه محال  يك خط راجع به اين رشته مطلب بنويسن . 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 22:25  توسط حسين رضايی | 

يار در خانه و ما …

يار در خانه و ما …
روزنامه وزين شرق مصاحبه اي با يك ايراني مقيم آمريكا كه سال 1379 موفق به فتح قله اورست شد انجام داده است (۲۱ دي ).  اي كاش دبير محترم سرويس ورزشي اين روزنامه ( و ساير ارباب جرايد ) ديده منتي نيز به قهرمانان اين مرزو بوم ( حسن نجاريان ،‌ حميد اولنج ،‌ جلال چشمه قصاباني و زنده ياد محمد اوراز ) كه سال 1377 نه فقط براي آمال و آرزو هاي شخصي بلكه به جهت كسب افتخاري جاودانه براي ايران و ايراني براي اولين بار موفق به فتح بام دنيا شدند ، داشته باشد .

                             زنده ياد محمد اوراز بر فراز قله اورست ، بام دنيا - 1377

فراموش نكنيم جوانان غيور تيم هاي ملي كوهنوردي كشورمان تا به حال 6 قله بالاي 8000 متر دنيا را فتح و پرچم پر افتخار كشورمان را بر فراز اين قلل رفيع به اهتزاز در آورده اند . اما اين جوانان متواضع آنقدر در جامعه ورزش كشور و زير سايه فوتبال و فوتسال و…محوند كه حتي پس از رجعت عاشقانه پهلوان محمد اوراز مسئولين سازمان ورزش كشور نام آن قهرمان پر آوازه كوهنوردي دنيا (ركورد دار صعود بدون اكسيژن)را اشتباه تلفظ مي كنند .

             به راستي ما و رسانه ها يمان براي اين قهرمانان چه كرده ايم ؟                           

                                     از دست عزيزان چه بگويم گله اي نيست 
                                                 گر هم گله اي هست …

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 22:2  توسط حسين رضايی | 

هيولاي سياه

 هيولاي سياه را ببينيد!

چهارشنبه هقته گذشته 16 دي ماه قسمت اول گزارش صعود تيم ملي كوهنوردي كشورمان به قله ماكالو ( 8463 متر ) در ساعت 30/22 از شبكه سوم پخش شد قرار است قسمت دوم اين مجموعه به زودي ( احتمالا چهارشنبه اين هفته ) از شبكه سوم سيما پخش شود . منتظر اعلام زمان دقيق آن از همين وبلاگ باشيد .

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 10:5  توسط حسين رضايی | 

طنز باباكوهي 1

قول

گفت : اين روزها در آستانه انتخابات رئيس فدراسيون كوهنوردي ، برخي از مدعيان اصلاحات اين فدراسيون كه معتقدند رئيس فعلي شايستگي هاي لازم را ندارد ، با نامه و امضا جمع كردن اعلام مي كنند كه اگر فلاني ؟  رئيس بشود در راه خدمت به جامعه كوهنوردي كشور چنين و چنان خواهد كرد.

بابا كوهي : اگر اينها قصد خدمت داشتند چرا وقتي امكانات و بودجه و فرصت و مسئوليت و ... در اختيارشان بود كاري نكردند . بشنو و باورنكن جوان ، اينها فقط به فكر منافع گروهي و كينه هاي شخصي خودشانند . وگرنه كجايند اين  فلاني ها  ؟ !

گفت : چه عرض كنم ، گفته اند فلاني وجود دارد مثلا درفلان اداره  گردشگري و و كيش گردي و…ولي خودش در انتخابات ثبت نام نمي كند بايد سازمان تربيت بدني منتش را بكشد .

باباكوهي : شخصي از اين و آن پول قرض مي كرد و پس نمي داد روزي نزد بقالي رفت و گفت اگر فلان مبلغ را به من قرض بدهي قول مي دهم كه فردا بدهي خود را بپردازم . بقال پاسخ داد: امروز برو و فردا همان آدم راستگو را بفرست تا مبلغي را كه مي خواهي به او بدهم !

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 9:4  توسط حسين رضايی | 

نقل های بابا کوهی ؟!

 بابا کوهی ؟!

 

 

در اين وبلاگ بخشي با عنوان نقل هاي  باباكوهي با مضامين طنز ،  محض خنده و كمي تفكر درج مي شود كه اميد است لبه تيز نقل هاي باباكوهي پوست لطيف برخي از خوانندگان را نخراشد .

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 8:42  توسط حسين رضايی | 

كوهنورد برتر سال كيست ؟
كوهنورد برتر سال ايران كيست ؟

                                                                           

به نظر شما كوهنورد برتر سال ۱۳۸۳ ايران چه كسي است ؟ چرا ؟ ضمنا مي توان سنگنورد برتر سال را نيز معرفي كرد . 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1383ساعت 22:12  توسط حسين رضايی | 

نويسنده مسئوليت الهي دارد

 نويسنده مسئوليت الهي دارد

اميد در خودتان ايجاد كنيد .نويسنده هاي ما گويندگان ما همه شان دنبال اين باشند كه به اين ملت اميد بدهند . مايوس نكنند ملت را ، بگويند توانا هستيم ، نگويند ناتوان هستيم ، بگويند خودمان مي توانيم و واقع هم همينطور است . ميتوانيم ، اراده بايد كنيم ...

...اگر اين نويسنده ها ، اين گوينده ها به جاي اينكه به هم اشكال تراشي بكنند ، به جاي اينكه به جان هم بريزند با هم اميد در ملت ايجاد كنند ، اطمينان در ملت ايجاد كنند ، استقلال روحي در ملت ايجاد كنند ، اگر اين رسانه هاي گروهي ، اين مطبوعات ، اين نويسندگان ، اين گويندگان اين اطمينان را در ملت ايجاد كنند ما تا آخر پيروز هستيم و حيف است كه يك ملتيكه ايستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چيزش را فداي اسلام و استقلال كشورش كرده ، ماها كه گوينده هستيم ، نويسنده هستيم ، آنهايي كه در مطبوعات چيزي مي نويسند در راديو و تلويزيون صحبت مي كنند حيف است كه اينها توجه به اين معنا نداشته باشند كه بايد اين ملت را اميدوار كرد و بايد مطمئن كرد ملت را ...

بايد مطالب نشريات رو به انتقاد سالم ، مصلحت انديش و هدايت گر باشد گاهي ممكن است يك انتقادي از باب اينكه با سلامت نفس نوشته نشده است ، باعث بدتر شدن وضع شده باشد. انتقادي وضع را آرامش مي دهد كه از روي مصالح باشد و نويسنده توجه به اين مسئله داشته باشد كه مسئوليت الهي دارد و پيش خدا مسئول است .

                                                                بیانات حضرت امام خمینی (ره ) ـ تبیان ـ دفتر بیست و سوم ـ ص۲۹۰

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1383ساعت 19:35  توسط حسين رضايی | 

يك ملت , يك صعود , يك تاريخ
يك ملت , يك صعود , يك تاريخ

اردوي تيم ملي بانوان

باز هم جوانان غيور ايران زمين اراده كرده اند تا افتخاري ديگررا براي ايران اسلامي رقم زنند و اينبار قرعه به نام بانوان افتاده است . افتخاري كه برتاريخ حيات كوهنوردي كشور خواهد درخشيد .
فدراسيون كوهنوردي جمهوري اسلامي ايران پس از فتوحات موفق و درخشاني كه در صعود به قلل رفيع هيماليا در چند سال اخير بدست آورده مصصم است صعود بانوان مسلمان ايراني را نيز بر فراز قله اورست به انجام رساند .
بدون ترديد صعود بانوان كشورمان به قله اورست صرفا يك حركت ورزشي نيست بلكه گوياي حضور پر رنگ زنان مسلمان كشورمان در عرصه هاي مختلف اجتماعي از جمله حوزه ورزش است .
بلند گوهاي تبليغاتي غرب هر دم بر اين طبل مي كوبند كه زنان كشورهاي اسلامي به دليل تفاوت جنسيتي در زير سيطره اجحافات فرهنگي , اقتصادي و سياسي قرار دارند و با اين ترفند سعي دارند چنين وانمود كنند كه اسلام ديني واپس مانده و مردسالار است . اما راه مبارزه با اين هجمه هاي تبليغاتي به ميدان كشيدن زنان در عرصه هاي مختلف است .
سهمي كه چنين صعودي در شكستن بت تبليغات ناجوانمردانه خارجي خواهد داشت مستغني از هر توضيحي است اين چنين صعودي موفقيت بانوان ايراني را در جهان در عالي ترين سطح تبيين خواهد نمود.
اما نكته حائز اهميت حمايت همه جانبه و وفاق اجتماعي از اين امر خطير است . وفاق وقتي حاصل مي آيد كه جامعه اي بر امري معين به اتفاق و اتحاد دست يابند و در اين رهگذر رسانه ها نقش به سزايي دارند .
اميد است با وفاق و يكدلي , خصوصا جامعه كوهنوردي كشور و پوشش مطلوب راديوتلويزيون و ارباب جرايد از اين حركت بزرگ ملي , زمينه هاي صعود اولين زن مسلمان با مليت ايراني بر فراز رفيع ترين قله دنيا بيش از پيش ميسر گردد .
از ياد نبريم كساني كه در راه اين صعود و كسب افتخار گام مي نهند چند نفر نيستند , يك ملتند و يك تاريخ . اميد است زمين و آسمان و ماه و خورشيد و اورست بر جاي بمانند تا مقصود اين ملت در اين مهم نيز تحقق يابد .
هر چند كوران روز حشر همواره كورند ونمي بينند ( من كان في هذه اعمي فهو في الاخره اعمي ) اما به اميد حق تعالي و دعاي خيرملت شريف كشورمان , پرچم سبزو سفيد و سرخ رنگ اين سرزمين مزين به كلمه الله كه وثيقه شهداي پاك ايران اسلامي است به دست تواناي شير زنان ايراني بر بام دنيا به اهتزاز در مي آيد و افتخاري ديگر براي اين مرزو بوم به ثبت خواهد رسيد .
                             تا باد , چنين باد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1383ساعت 12:5  توسط حسين رضايی |